close
تبلیغات در اینترنت
سیاست داخلی
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

امشب درعین ناباوری محض ، انا لله و انا الیه راجعون کسی را خواندیم که 40سال در مسایل مهم و خرد و کلان ایران دست داشت. . .

من از اولین لحظات ، باورم نمیشد و هر لحظه منتظر خبر تکذیبه بودم . . .

ولی خبر از رسانه ی ملی پخش شده بود ؛نمیشود کذب باشد

 من خودم اوضاع بیمارستان شهدای تجریش را دیده بودم اما هنوز هم باورم نمیشد! خبر شوک آوری بود ؛ خبری که باور کردنی نبود و همه ی فکر آدم را به جمله ی"حالا چی میشه؟ " معطوف میکرد! هرگز فکر نمیکردم آیت الله هاشمی به این زودی ها از دنیا دست بردارد. . .

مخضوصاً که سابقه بیماری هم نداشت! و مرگ به همه ی انسانها همینقدر نزدیک است

من راستش هیچوقت به چنین روزی حتی فکر نکرده بودم

. انتظار خبر فوت هرکسی رو داشتم غیر از آقای هاشمی . .

پیش بینی آینده ی سیاسی ایران بعد از هاشمی سخت است

مخصوصاً با این بساط مُرده پرستی . . .

 

 


ولی گذشته از همه ی این حرف ها و جدای اینکه این سالها در نقد آیت الله هاشمی کم مطلب ننوشتم ، برای آمرزش ایشان و عاقبت بخیری خود و خانواده ی آقای هاشمی بسیار باید دعا کرد

التماس دعا  



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , انقلاب اسلامی , سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 44
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : دوشنبه 20 دي 1395 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

خدا نکند برای تعطیلات آخر هفته برنامه ای نداشته باشی یا مجبور باشی در خانه بمانی و به کار های عقب افتاده ات برسی.

اینجور موقع ها اگر توی خونه مهمونی نداشته باشی ، نهایت تفریح ات این هست که با خانواده بنشینی پای تلوزیون(آنهم فقط رسانه ی ملّی هاآآآ) و همین چند تا شبکه ی محدود را بالا پائین کنی تا شاید بشود یک برنامه ی جذاب پیدا کرد! این تلوزیون و رسانه ملّی هم با این برنامه هاش... جذاب ترین برنامه اش همین بخش های ویژه ای مثل «بالاتر از خبر» و «حساس نشو» و «صرفاً جهت اطلاع» در اخبار های آخر هفته هست.!

آخر هفته ها که پای تلوزیون می نشینیم و این بخش های خبری ای مثل «بالاتر از خبر» و «حساس نشو» و «صرفاً جهت اطلاع» می بینیم به اندازه ی یکی – دو هفته سوژه برای خنده و انتقاد از بعضی مسائل اجتماعی-سیاسی داریم!

ولی حیف که من اهل بازی با سوژه های دستمالی شده نیستم و الّا حسابی می شد روی اینطور سوژه ها کار کرد و بهانه برای پاسخ به آنها که می گویند -و اصرار هم دارند که بگویند-:«هـمـــه چـی آرومــــه ، ما چقدر خوشـبـختـیـم ، ما به هم دلبستیم ، همه چی سر جاشه » جواب داشت!

من البته از روش مطرح کردن این سوژه های خبری-انتقادی خیلی خوشم میاد!

برای شروع ،همین حد گذر از محافظ کاری ،زیاد بدک نیست!

تا همین حد که در اخبار خبری تحلیل ارائه نکند...

و نتیجه گیری را به عهده ی مخاطب بگذارد.

مثلاً در این هفته چند خبر برای من جذابیت داشت که با علت جذابیت بیان می کنم:::..

1-جناب دکتر روحانی در مشهد و در پیشگاه حرم مطهر امام رضا علیه السلام با «اعتماد به نفس» ای عجیب اعلام کرد ما از رکود اقتصادی خارج شدیم!!!... مردم هم به شکرانه ی این وعده ی محقق شده(!) حسابی شاد شدند و در جوار امام رضا با شور و اشتیاق از رئیس جمهور تشکر و قدردانی کردند...

مجری «صرفاً جهت اطلاع» گفت:«چطوری عبور کردیم که ما متوجه نشدیم؟؟؟!!!»

راستش را بخواهی من هم عبور از این رکود را حس نکردم اما امیدوارم مردمی که آنجا اینقدر خوشحال شدند و حال کردند ، عبور از این رکود اقتصادی به شدت سنگین را حس کرده باشند!

شاید خود جناب رئیس جمهور هم این خروج از رکود اقتصادی را حس نکرده که این اواخر هر جا که حاظر شده چندین بار با اصرار و با صراحت و محکم(والبته اعتماد به نفس) گفته ما از رکود خارج شدیم!

2-حتی خبرنگاران هم از شاگرد اول شدن جناب«محمود احمدی نژاد» در زمینه ی حضور در جلسات «مجمع تشخیص مصلحت نظام» شگفت زده شدند چون به نظرشان شگفت انگیز هست که کسانی مثل « احمدی نژاد» و «هاشمی رفسنجانی» که روزی سایه ی همدیگر را با سنگ می زدند و به خون هم تشنه بودند و بعد از آنهمه «فتنه» سازی و خرج تراشی برای انقلاب ، کنار هم پشت یک میز بنشینند و بگو بخند کنند ...

حضور هم را بتوانند تحمل کنند که هیچ ، بلکه از با هم بودن لذت ببرند...

بیچاره طرفداران این دو ... (بلا نسبت) روزی مثل سگ و گربه به جان هم می افتادند و بهانه دست رسانه های وابسته به استکبار می دادند ، حالا امروز شاهد آن هستند که این دو تا مثل دو یار «دیروز،امروز،فردا» کنار هم نشستند و کلاً خوشحال اند و حال می کنند...به هر حال خب «هدف های مشترک»(...) افراد را دور هم جمع می کند!

من هم عجیب یاد روزگار کار های خنده دار و«طنازی های احمدی نژادی» افتادم... اما بگذریم...

3-خانم رخشان بنی اعتماد که این روز ها با فیلم جدیدش متهم به سیاه نمایی علیه جامعه ی ایران شده در حقیقت تلنگری است برای مسؤلین ای که با اقدام علیه بد حجابی مخالفت می کنند و بد حجابی را منحصر به یکی دو محله ی پایتخت می دانند! (بد حجابی در جامعه ی ما از مرز فساد هم عبور کرده هاآآآ حواستون هست؟)

من البته همیشه از نقد کسانی که به خودشان انتقاد می کنند استقبال می کنم.

تا وقتی شبکه های وابسته به ضد انقلاب نقاط ضعف جامعه مان را به تصویر می کشند سیاه نمایی و تخریب و جنگ تبلیغاتی نرم محسوب میشود ؛ اما اگر کسی از داخل واقعیّت های جامعه را به تصویر بکشد ، فرق می کند. به نظر بنده داستان این فیلم نمونه ی امروزی و رشد یافته ی همان مستند «فقر و فحشاء» مسعود ده نمکی است که 12-11 سال پیش ساخته شده!من از این فیلم اصلاً حمایت نمی کنم ولی حقیقت را باید پذیرفت نه اینکه از آن گریخت!ولی فرستادن آن برای نمایش در خارجه کار اشتباهی است.

اما یک سوال اساسی:«وقتی آئینه نمایی و انتقاد از وضع اجتماعی برای اصلاح کفایت نمی کند باید چطور انتقاد کرد که به آن سیاه نمایی و تخریب نگویند؟؟؟»

4* صادق زیبا کلام بعد از حرف های بی سر و ته ای و تهی و بی منطقی که زده ، حالا گفته:«پای کسی که غنی سازی را متوقف کند می بوسم...مثل سگ از توافق ژنو دفاع می کنم»

صد البته نوکران استکبار جهانی به پابوسی ارباب شان عادت دارند چه با توقف غنی سازی چه در تحریم چه در تکریم و چه در تعزیز ، ساز مخالفت با ارزش های انقلاب را مدتهاست کوک کردند.اوج مخالفت با ارزش های انقلاب در همان جمله است که همین چند وقت پیش در روز های خونین غزه اینچنین گفت که:«ما با اسرائیل مشکلی نداریم»!این هم جالب است که وقتی می گوید:«مثل سگ دفاع می کنم» یعنی خودش هم قبول دارد دفاع از پیمان ژنو ذلت پذیری است. چونکه به نظر بنده به توافق ژنو هر چیز به جز «امان نامه» بگویی معلوم میکند این توافق را خوب نشناختی.

5*جناب رئیس جمهور دگر بار از همه ی کشور های جهان دعوت به ایجاد رابطه ی صمیمی با ایران کرد.

جناب رئیس جمهور باید توجه داشته باشند که اولاً همه ی کشور ها لیاقت دوستی و رابطه ی صمیمی را ندارند و دوماً اینکه فقط نداشتن رابطه با کشور های جهان بد نیست ؛ بلکه بدتر آنستکه دوستی های پر هزینه و بی فایده و پر شائبه با دیگر کشور ها داشته باشیم.چیزی که در این سالها ثابت شده ، این است که صداقت ایران در دوستی کافی نبوده و دیگر کشور ها(حتی کشور های همسایه)دنبال استفاده ی یک جانبه از این دوستی اند و تا به حال بار ها در راستی آزمایی هایمان مردود شدند و سودی برایمان نداشتند!

6*در سه هفته سه بار جنگل های مختلف کشورمان سوخته که هر سه بار با استفاده از جدید ترین تکنولوژی های روز دنیا که تکنولوژی اش منحصر به کشور ماست و حاصل سالها زحمات مهندسان و دانشمندان داخلی است با به کار گیری بیل(!) و پتو (!و حتی لگد(!) سعی در خاموش کردن این آتش سوزی شده.همانطور که با لگد به  کمک درختان رفتند و بعد از سوختن لگد مالشان کردند ، بعضی ها در مهار تورم و کمک رسانی به قشر مستضعفین همانطور با لگ کمک می کنند که این هم جا داشت در برنامه های «بالاتر از خبر» و «حساس نشو» و «صرفاً جهت اطلاع» هم به تصویر کشیده شود!

 


  متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اختلالات رزبلاگ حذف شده و قابل بازیابی نیست



:: موضوعات مرتبط: سیاست داخلی , مسائل روز جامعه , کلیات مقالات ,
:: ب : 82
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه 14 شهريور 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

رستاخیز غیرت ها در برابر این همه تلاش فقط برای فرار از حجاب

1.روز شنبه ی طولانی این هفته هنوز به شب نرسیده بود که با دیدن گزارشی از شوی لباس به ظاهر ایرانی ای که از طرف وزارت فرهنگ(!)و ارشاد اسلامی(!)برگزار شده بود پای اخبار شوکه شدیم.

حتما اکثریت مردم این گزارش را دیدند ؛ گزارشی که حاصل کار های «خانه ی مد ایران» بود ، اما بعید میدانم کسی پیدا شود که استدلالی بیاورد بلکه بقیه هم بفهمند این «شوی ضد اسلامی» چطور با «پوشش اسلامی» قابل جمع می شود .هرچه نگاه کردم یک نکته ی مثبت هم در این برنامه ندیدم که حتی طرفداران این طور برنامه ها بتوانند توجیه اش کنند.

2.شدید یاد اتفاق دو ماه قبل (طی روبوسی خانوم بازیگر با اون مرد نامحرم که رئیس جشنواره بود) در «جشنواره ی کن» افتادم که باز هم «علی جنتی»ها و بعضی های دیگر با غیر منطقی ترین دلایل از این عمل حمایت کردند! اما این یکی را دیگر چطور توجیه می کنند؟!      


3.این همه برنامه علیه حجاب و علیه اصل اسلام...(شاید بهتر باشد در این باره زیاد توضیح ندهم«چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»)

4.رنگ پرچم ایران ، مدل های غربی ای که با پوشش اسلامی منافات دارد را ایرانی نمی کند!...

ما حتی در تاریخ تمدن آریایی ها میخوانیم که پوشش زنان آریایی ایران چادر بوده ! چطور یک «مدل» با جایگزین کردن عکس «پلنگ» به جای لفظ مقدس «الله» توقع دارد مورد استقبال جوانان قرار بگیرد؟


واقعا عکس صورت یک پلنگ از لفظ مقدس «الله» با کلاس تر  است ؟

واقعا کسی هست که معتقد باشد مدل ایرانی پوشیدن به رنگ پرچم است؟

واقعا کسی هست که این مانتوی این مدلی را بپوشد و راه بیفتد توی خیابان و خیال کند از مدل ایرانی استفاده کرده؟

نکند «خانه ی مد ایران» نمایندگی برند های غربی با مدل های غربی است؟ یا شاید هم فک مدل های غربی را در کشور ترویج میکند؟! و فکر میکند عکس رخ یک پلنگ این لباس ها را هم ایرانی میکند هم ورزشی!

روزگاری هم عکس شیر و خورشید را نماد ایران کرده بودند و امروز «عکس رخ یک پلنگ» را !

بگذریم که حالا یاد حرف سخیف چند وقت پیش مشاور دکتر روحانی افتادم که می گفت:« باید نماد "شیر و خورشید" را به پرچم برگردانیم »!!!

این روز ها به لطف «اعتدال»  چیز هایی در رسانه ی ملی می بینیم که بیشتر توقع داشتیم در ماهواره ها و رسانه های غربی ببینیم .

آدم اینطور وقتها پاک گیج می شود ...

آنها که تحت پوشش ترویج مدل های ایرانی اسلامی چنین برنامه هایی میگذارند و این کار ها را ترویج می کنند بهتر نبود اول درک درستی از پوشش اسلامی و حتی  ایرانی می رسیدند بعد چنین مدل هایی را ترویج میکردند؟

یک خانوم «مدل» که روی استیج اینطور لباس های مبتذل می پوشد و اینطور فیگور می گیرد برای مردان نامحرم ، چه انتظاری از او هست که در این کوچه و خیابان های پر هیاهو پوشش درستی داشته باشد؟؟؟

5.اما یک سوال اساسی از آنان که معتقدند رنگ پرچم ، لباس های غربی را ایرانی و حتی اسلامی می کند آیا اگر روی زهر ماری (مشروبات الکلی) هم پرچم ایران بزنیم حلال می شود؟!

 

گذشته از این شوی لباس ، توی همه ی محافل مذهبی حرفی از وضع غیر قابل تحمل حجاب هست . فقط حرف ...

کم کم داریم به این وضع و اوضاع شهر و محله مان عادت میکنیم ؛ کم کم داریم عادت میکنیم پسران را با تیشرت و شلوارک ، و دختران را با تونیک و ساپورت و اگر زحمتی نباشد احیانا یک شال آنهم به دور گردن ببینیم!(البته ما سرمان را میندازیم پایین هاآ)!

6.همین هفته ی گذشته ، کمی بعد از افطار زنی را دیدم که کلا شلوار نپوشیده بود ولی آزادانه توی خیابان قدم می زد ، آنهم خیابان حضرت ولی عصر(عج).

کم کم داریم به لطف بعضی ها به همه ی اینها «عادت» می کنیم ، بعد از قبول این شرایط هم (که دهن کجی به دین و شهداست) باید به فرهنگ سازی غربی در خود دولت عادت کنیم!!!

باید عادت کنیم بعضی مسئولین در دولت ، به جای کمک به درمان بد حجابی به بی حجابی کمک کنند!!!

7. هر چه فکر کردم کلمه ی دیگری جایگزین کلمه ی «عادت» کنم نشد که نشد ، آخر جامعه ی ما به معنای واقعی کلمه ، به این شرایط عادت کرده و کسی حاضر نیست قدمی برای اصلاح بردارد.

از مجلس و مسؤلین بگیر تا نهاد های اجرایی کسی مرد عمل نیست (حتی «عملی بودن» هم بهتر از «بی عملی» است)!

این روز ها ما مانده ایم و تنها حرفی که می توانیم بزنیم ؛ همین جمله ی «شهدا شرمنده ایم».

از اولین شهدای انقلاب و دفاع مقدس ما تا همین آخریش که شهید امر به معروف «علی خلیلی» بود همه جان فدای اصل حجاب نوامیس شان کردند .

«علی خلیلی» در این راه رسما یک شبه ناقص شد ، اما همچنان می گفت :«اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد

بله ؛ ماییم و این همه برنامه و تدبیر و خیال و تلاش فقط برای فرار از حجاب . ماییم و کلاه شرعی های گشاد برای فرار از فرائض دین. ماییم و توجیه های سخیف ، ماییم و مهم تر از همه ، «دل خون امام زمان».ماییم که شرمنده ی چادر وصله دار حضرت زهراییم . ماییم و...

رفــقــا:...حقیقت این هست که اگر ما به جای خودنمایی و تیپ زدن برای دیگران ، دیگرانی که در کوچه و خیابان اصلاً نمی شناسیم ، برای امام زمان تیپ بزنیم و برای امام زمان کار کنیم ، ایشان از ما راضی تر خواهند بود و در نتیجه زندگی بهتری خواهیم داشت.

این آدم های از همه جا رانده وخوش گذران و بی هدف اگر چه بی دینی را ترویج می کنند اما تقصیر خود ماست که به هر چیز مذخرفی فکر می کنیم جز رضایت خدا و اهل بیت(ع)!

این تقصیر خود ماست که برای ارزش های بی خودی بیشتر ارزش قائلیم تا فرایض دین!

این تقصیر خود ماست که اجازه میدهیم گناه در جامعه عادی شود .

رفــقــا:... ما قبل از هر اقدامی باید رضایت امام زمان را در نظر بگیریم ؛  آنوقت هر کاری نمی کنیم ، هر لباسی نمی پوشیم ، هر تیپی نمی زنیم ، هر چیزی را ترویج نمی کنیم.

رفــقــا هر اتفاق هولناکی که در جامعه می بینیم علتش را باید در عملکرد خودمان جستجو کنیم. ما هم در این اتفاقات بی تقصیر نیستیم ، ما نسخه هایی که اسلام برای اصلاح جامعه پیچیده را پیچاندیم! ما دستورات دین را فراموش کردیم. ما رفاه خواستیم و دیگر هیچ...




:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي , سیاست داخلی , مسائل روز جامعه , کلیات مقالات ,
:: ب : 85
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنجشنبه 19 تير 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

ما فقط به پـیـروزی احتیاج داریم

تیم ملی ، آئـیـنـه ی دولـت هـاسـت.

 

واقعا باید به بروبچه های تیم ملی خداقوت و خسته نباشید گفت .

از نظر خود من خوب بازی کردند ؛ از پس مصاف با غول های فوتبال دنیا خوب بر اومدند و انصافا در بازی با آرژانتین خیلی لذت بردیم.

خب من الآن هدفم از این نوشته تحلیل بازی تیم ملی و جام جهانی نیست .

وقتی به تیم ملی ایران فکر میکنم ، بیشتر از جام جهانی ، به این مسئله فکر میکنم که تیم ملی آئینه ی سیاست و دولت هاست .

من اصلاً قصد ندارم «ورزش» را به «سیاست» ربط دهم ، چه بسا «ورزش» کمتر از هر چیزی به «سیاست» ربط دارد ؛ اما خوب که فکرش را میکنم می بینم بهترین تمثیل وضع سیاسی کشورمان ، تیم ملی مان هست .

من البته فقط از باب تمثیل میخواهم تیم ملی را مثال بزنم . اگر نقد های سیاسی پر دردسر هست  چه بهتر به در بگوییم که گوش دیوار بشنود .

***                      ***                    ***

1 . گاهی دولت جدیدی روی کار می آید و اتفاقاً شب بعدش ، تیم ملی ایران در مقابل کره پیروز می شود ؛ چندی بعد از این قضیه ، رئیس این دولت جدید در جمع خبرنگاران میگوید:« ما سایه ی سیاست را از سر ورزش برداشتم  و ایران پیروز شد» !!!

آدمی این طور وقتها حیران می ماند که آیا در همین چند ساعت که از ریاست جمهوری جدید میگذرد سایه ی سیاست از ورزش برداشته شد ؟ و آیا واقعا تأثیرش اینقدر زیاد بوده که چند ساعته نتیجه ی بازی دگرگون شده؟؟؟!!!

2 . دقیقا همین بازی که کلید ورود تیم ملی مان به جام جهانی بود رسما به دولت جدید منتصب میشود ، اما خوب که فکرش را بکنی می بینی نه تیم ملی محصول مستقیم یک دولت است و نه وضع و اوضاع سیاسی و اقتصادی .

3 . به هر حال همزمان که ایران پس از سالها به جام جهانی رفت ، دیپلماسی هم به کنگره ی جهانی رفت تا با حضرت«کدخدا»(ارباب بعضی ها) رایزنی کند، سیستم شان هم درست مثل هم بود ، یعنی برای گل نخوردن طراحی شده بودند تا گل زدن . گاهی هم که به مصاف غول های کارکشته می رویم بیشتر گل میخوریم تا اینکه گل بزنیم .

4 . در بازی دفاعی اگر هدف فقط و فقط «دفاع» باشد و برنامه ای برای حمله و رسیدن به گل نباشد ، هر چقدر هم دفاعمان محشر باشد اما جلوی حریف قدر و کارکشته ای که میدان را خالی ببیند و از ابتدا برای گل زدن و پیروزی آمده باشد ، سر انجام شکست میخوریم! صد البته میان کسی که برای پیروزی آمد باشد و کسی که برای گل نخوردن آمده باشد تفاوت از زمین تا آسمان است. (این را بیشتر برای سیاست و دیپلماسی گفتم هاآ!)

حالا که از گل خوردن و حریف قدر و کارکشته گفتم یاد بازی ایران آرژانتین افتادم ؛ اصلا همین بازی ایران آرژانتین ؛... بعد از یک بازی حماسی و تماشایی شکست خوردیم و باختیم ؛ اما به جای قبول شکست ، صدا و سیما همچنان سرود ها و آهنگ هایی را پخش کرد که آدمی تصور میکرد آرژانتین باخته !!! آخر یکی نبود بگوید اینها بیشتر مناسب قبل از شکست بود .

جالب تر که صحنه های حمله به دروازه ی آرژانتین را به عنوان صحنه های افتخار آمیز این بازی مدام پخش میکرد .

یعنی اگر آرژانتین هم بخواهد صحنه های  حمله به دروازه ی ایران را به عنوان صحنه های افتخار آمیز پخش کند ، به جای صحنه های یکی دو دقیقه ای باید صحنه های ۸۰-۹۰ دقیقه ای پخش میکرد .

تازه ، بعد از این بازی فکر میکردم مردم دمق شوند و عمدتا بروند توی لک ، اما خب اشتباه میکردم ؛ ملت طوری به خیابان ها ریختند و جشن گرفتند که آدمی تصور میکرد آرژانتین را سوراخ سوراخ کردند.

دلیل این جشن و شادی این است که بازی های ما سه حالت بیشتر ندارد:«1.پیروزی مقتدرانه 2.مساوی ارزشمند 3.باختی که چیزی از ارزش ها کم نمی کند...»(این راهم بیشتر برای سیاست و دیپلماسی گفتم هآ)

5 . این هم برای خودش از عجایب است که ملت ما هم برای پیروزی جشن می گیرند هم برای شکست.

یادتان باشد بعد از پلمپ تاسیسات هسته ای جناب دکتر ظریف خیلی هم خوشحال بود که تاسیسات هسته ای فقط پلمپ شده و قرار نیست سانتیفیوژ ها یا چیزی برچیده شود.

6 . سر جمع ، دست آخر به این نتیجه میرسیم که ما نه «بازی برد – برد» داریم و نه با این طرز تفکر هیچ بازی ای به نفع ایران میشود.

7 . تیم ملی گاهی آئینه ی دولت هاست ؛ گاهی چیز هایی در تیم ملی یا حاشیه هایش میشود تمثیل اوضاع سیاسی ؛ اما گاهی چه خوب است از فوتبال  هم چیز هایی یاد گرفت ؛ آری فوتبال هم به اندازه ی خودش درس برای یاد گرفتن دارد .

 جسارت را ، کار تیمی را ، همبستگی را ، نترسیدن در مصاف با رقیب را ، غیرتمندانه بازی کردن را ، تسلیم نشدن را ، هماهنگی را ، با برنامه کار کردن را  ، حماسه آفریدن را ،گوش سپردن به امر رهبری را و از انجام وظیفه ی خود و دخالت نکردن در کار دیگری را ،حتی اعتدال را و از مهم تر کار تیمی را باید از فوتبال آموخت .

باید از فوتبال این را هم آموخت که فوتبال «نوستالوژی» سرش نمی شود ، بازی خوب و غیرتمندانه به خودی خود پسندیده هست اما به شرطی که بتوان از آن نتیجه ی عالی گرفت ؛ از بازی خوبی که با نتیجه ی بد باشد هیچ کس لذت نمی برد . بلکه سرمایه ی بیت المال هم که خرج شده را به فنا می دهد.

***                    ***                   ***

من البته از نقد های تند و تیز که

گاهی به مرز «تخریب» می زند خودداری کردم و

برخلاف همه ی نوشته هایم این یکی را سر بسته نوشتم .

من اینجا خواستم «به دربگویم که گوش دیوار بشنود» البته اگر شنوا باشد .

و ایضاً بر خلاف نوشته هایم این مـطـلـب را نـنـوشـتم تا خودم آن را تحلیل کنم...

بلکه این مسئله را مطرح کردم تا شمـای مخاطب به آن فکر کنید و  تحلیل اش کنید

 

از همه ی خواهران و برادران التماس دعا داریم



متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اخلالات سرور حذف شده و قابل دسترسی نیست



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 64
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 07 تير 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

شاید ما بی سواد ها حافظه ی خوبی نداشته باشیم ! مثلا شاید چند سال پیش زمانی که جناب دکتر روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی بودند رو یادمون نیاد ! شاید بلایی که سر  هسته ای مون آمد یادمون نیاد ! شاید یادمون نیاد همین چند سال پیش دانشجویان این مملکت در سعد آباد زیر ماشین جناب دکتر روحانی خوابیدند تا مگر جلوی کار های اشتباهِ دکتر دیپلمات رو بگیرند و شاید جمله ی علی لاریجانی درباره دکتر روحانی  رو یادمون نیاد که در اون زمان بهترین و گویا ترین نقد به جناب دکتر روحانی بود !...

این درست که ما بیسواد ها خیلی چیز ها را فراموش می کنیم ، اما مثل بعضی با سواد ها هنوز یادمون نرفته که همین چند وقت پیش ، روز بازگشایی مدارس روز اول مهر ، همین دکتر روحانی -که شدیدا همه ی منتقدین اش را عده ای بی سواد می داند - به دبستان دخترانه ای رفتند -و در جمعی که کلاس اولی ها هم حضور داشتند- گفتندبگذارید دانش آموزان آزادانه انشاء بنویسند؛در انشاء شان اول از معلم اش نقد کند ، از کاستی های مدرسه اش بنویسد، از رئیس جمهورش انتقاد کند و مدرسه اینطور انشاء ها را برای من بفرستد.کرسی آزاد اندیشی را از کلاس گفتگو شروع کنید ؛ به وزارت آموزش پروش ، به وزارت ارشاد پیشنهاد میدهم این کلاس را در ساعتی از هفته بگنجاند.»

بله ! آنچه قرار بود جناب دکتر در کلاس کرسی آزاد اندیشی بر پا کنند با چیزی که حالا می گویند از نظر منه بی سوات فرق میکند.

دنیای شیرین مدرسه با دنیای سیاست زدگی ها و دیپلماسی های پر از اشکال جداست.

صمیمیت بین بچه ها با رابطه ی رعیت و کد خدا جداست

من واقعا بیسوادم چون واقعا نمی فهمم ، آیا جناب دکتر به کلاس اولی ها اجازه ی نقد میدهد و مثلا به من که سال آخر دبیرستانم نه؟

جناب دکتر حالا که من و ما اینقدر بی سوادتیم ، این هم از شما آب می خورد ، چونکه ما این همه میگیم نظام آموزشی اشکال داره کسی به حرف ما گوش نداد چه خوب که حالا کسی پیدا شد بگه منتقدین دولت (یعنی قشر عظیمی از تحصیل کردگان) بی سواد اند.

حالا هم کار دولت شما درآمده باید برای ملیون ها نفر بیسوات کلاس اکابر و مراکز سواد آموزی ایجاد کنید.

حالا که حرف از جمله ی علی لاریجانی زدم بگذار این را هم بگویم که دکتر علی لاریجانی رئیس خانه ی ملت قبل از این اتفاقات گفته بودزمان حسن روحانی عوض آب نبات در غلتان به غرب دادیم »

عزیزان دقت کنید این جمله متعلق به تندروها(!) ی بسیجی کف خیابان نیست ، جمله متعلق به سردار نقدی نیست جمله ی علی لاریجانی هست که بی خودی به کسی گیر نمی دهد !

در این باره حرف آنقدر زیاد هست که من اصلا قصد ندارم وقت عزیز را به خاظرش به هدر دهم اما همین هم که گفتم صرفا برای یاد آوری بعضی هاست .وگرنه میشود درباره ی سبد کالا دیپلماسی ، اقتصاد ، و خیلی مسائل داخلی و خارجی دیگر به دولت نقد کرد که من واقعا همچین قصدی ندارم و اینها جزء اهداف وبلاگ نیست!

***     ***    ***

اصلا ما بی سواد ها  که هیچ اما واقعا اگر شهدا درباره این شیوه های مدیریتی دولت(دیپلماسی ، اقتصاد و توزیع سبد کالا) میخواستن نظر بدن به نظر شما نقد(البته منظور ما نقد سازنده هست) میکردند یا تشویق؟؟؟9

یاد سردار بی پیکر خیبر شهید محمد ابراهیم همت به خیر . در یکی ار معروف ترین جمله هایش فرموده :

زمان بازرگان به ما بر چسب چریک زدند، زمان بنی صدر هم برچسب منافق! الان هم بر چسب خشک مقدسی و تحجر. هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم، برچسب بارانمان کردند.حالا روزی ده برچسب دشت می‌کنیم، اما بسیجیان دلسرد نباشید.حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند.


متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اخلالات سرور حذف شده و قابل دسترسی نیست



:: موضوعات مرتبط: سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 59
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 25 بهمن 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

شما را نمی دانم اما من به خاطر شکست غرور ملی و پلمپ تاسیسات هسته ای مان و تهدید های هر روزه ی آمریکا به ایران ، انصافا یک نقد اساسی به توافق ژنو بدهکارم :..

باید پذیرفت همه ی دشمنی ها و جنگ های دنیا از دو حال خارج نیست :

1.یا جنگ و دشمنی «باطل علیه باطل»

2.یا جنگ و دشمنی «حــق علیه باطل»

 

نظام جمهوری اسلامی با ۳۰۰ هزار شهید والا مقام  ـ و به عنوان نظامی که هر قسمت از تاریخش را با گوشه ای از سیره ی معصومین علیه السلام مقایسه می کند ـ ، نمی تواند دشمنی اش با استکبار و علی الخصوص آمریکا ، مصداق دشمنی« باطل علیه باطل» باشد .

ولی افسوس که بعضی ها درست تاریخ انقلاب را نمی دانند، به خاطر همین ، مذاکرات را طوری پیش می برند که بیشتر شایسته ی مذاکره ی «باطل و باطل هست» ؛ مثلا همین مشاور ارشد رئیس جمهور ؛ علاوه بر اینکه رسما اعلام کرده :«کسانی که به غیر از حسن روحانی به کاندید دیگری رای  دادند ، به بی قانونی رای دادند.» ، در ژنو مکررا حرف از «تبدیل دشمنی  ۳۰ ساله ی ایران  و آمریکا به دوستی و محبت می زند.»صد البته باطل در مذاکره ی باطل می تواند هر طور مذاکره کند و برای جلب رضایت طرف مقابل هر کاری بکند.

بگــــذریــــــــــــــــم

اگر دشمنی ملت ما با آمریکا و استکبار براساس دشمنی حق علیه باطل هست ـ که هست ـ باید پذیرفت ما با دشمن از اول شوخی و «بازی» نداشتیم ، چه رسد به اینکه «بازی برد ـ برد» باشد . 

هر دشمنی سعی می کند حتی المقدور سنگین ترین ضربه ها را به دشمن اش بزند ، آنوقت واقعا  ما باید توقع داشته باشیم دولت در برابر امتیاز هایی که به دشمن داده ، امتیازاتی بگیرد که وضع امور مملکت گل و بلبل شود؟... 

دشمن امروز ضربه ای زده که خودش بهتر از همه می داند با جنگ نمی توانست بزند .

 شکست در مذاکره شاخ و دم دارد مگر؟

در مذاکره آنقدر به دشمن روی خوش نشان دادند که استکبار هم فریاد پیروزی سرداد و گفت:«ما تحت فشار گزینه ی نظامی ایران را وادار به پذیرش خواسته هایمان کردیم.» آنهم درست وقتی که رئیس جمهور افغانستان خطاب به آمریکا می گوید:«ابدا افغانستان تحت فشار چیزی را نمی پذیرد».

در این شرایط بدیهی است که جان کری و اوباما از طوفان تبلیغات نهایت استفاده (بلکه سوءاستفاه) را می کنند.

در اولین توافق اتفاقاتی افتاد که مسلم ترین حقمان را پلمپ کنند تا کمتریم حقمان را قسطی شاید بدهند شاید ندهند!!!

لازم نیست خودمان را گول بزنیم ،از اول هم برای ما معلوم بود  آمریکا و شخص اوباما ای که برای جنگ با مسلمین و مخصوصا شیعیان لحظه شماری می کند ، اوباما ای که برای حمله به ایران و سوریه دنبال بهانه می گردد ، مسخره است که با مذاکره به خودش بیاید و حق ملت ایران را به رسمیت بشناسد یا ثروت غصب شده ی مان را بهمان برگرداند .

ما همین اول کاری و در در اولین مذاکره ی دولت اعتدال شکست خوردیم و امیدمان نا امید شد ... اما شادییمان طاق آسمان را هم شکافت !!! و تازه جناب وزیر امور خارجه جشن گرفته بود که در این توافق هسته ای مان فقط تعلیق شده و قرار نیست که چیزی را بر چینیم.

 

 متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اخلالات سرور حذف شده و قابل دسترسی نیست




:: موضوعات مرتبط: سیاست خارجی و جنگ نرم , سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 66
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنجشنبه 17 بهمن 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

خداوکیلی ما که تا حالا وعده ای را نشنیدیم که بعد ببینیم سر موعد محقق شده!...

جناب نوبخت (سخنگوی دولت) ، وعده ی حذف رکود اقتصادی را که شما دیروز در خانه ی ملت برای سال ۹۳ دادید ، ما قبلا از رئیس دولت برای ۱۰۰ روز شنیدیم ؛ اما همه چیز از دولت نوپای تدبیر و امید دیدیم الا همین تدبیر و امید و عمل به وعده ها...

البته از حق نگذریم بزرگترین وعده ای که از رئیس دولت شنیدیم و دولت به آن عمل کرد ، همان وعده ای بود که در زمان انتخابات ، آقای روحانی را بین سایر کاندیدا شاخص می کرد!...

می پرسی کدام اش را می گویم ؟ همان وعده ی زیر بار «کد خدایی آمریکا» رفتن را...

بله ... آقای روحانی که از آمریکا به عنوان «کد خدای دنیا» یاد می کرد حالا طوری پیمان بسته که به توافق ژنو هر چیز به غیر از امان نامه ی استکبار برای ملت ایران بگویی ، معلوم می کند توافق ژنو را خوب نشناختی !...

همین چند روز پیش پلمپ شدن تاسیسات ای هسته ای مان را دیدیم که رسما حاصل یک عمر زحمات شهدا ، علی الخصوص شهدای هسته ای مان را تعلیق  کرد ...

بله ما یک طرف به قول شما «بازی» را یعنی برد آمریکا را خوب دیدیم ، مهرو پلمپ تاسیسات هسته ای را دیدم اما طرف دیگر بازی یعنی لغو تحریمها را کی قرار است ببینیم ؟؟؟...

لغو تحریمها و رسیدن به اقتصاد گرچه هدف ما نیست اما رسیدن به همین پله هم راه و روش خودش را می طلبد . اقتصاد خود کفا مرحم زخم زحمت کشان انقلاب است نه اقتصادی که از جبهه ی دشمن بدست آمده!!!...

اقتصادی که از جبهه ی دشمن گدایی شود ، تجربه ی تاریخ ثابت کرده به تنها چیزی که نمی رسد رفاه و آرامش است . حالا شما هم هر چقدر دوست دارید با ثروت انقلاب و ملت به کارتان ادامه دهید ، سخنان رهبری که گفت : من به مذاکرات امیدوار نیستم و سخنان آن عالم فرزانه ای که گفت :< بعد از دست دادن با خارجیها انگشتان را بشمرید مبادا کم شده باشد > را نشنیده بگیرید و از توافق هایتان طوری شاد شوید و جشن بگیرید که ملت خیال کنند مذاکره نظام آمریکا را فرو پاشیده!...

بدم نمی آید شما هم تجربه ای به تجربه های قبلی تاریخ اضافه کنید تا برایتان ثابت شود مذاکره با دشمنی که خودش آگاه است بی فایده است ؛ البته به قیمت بازی با سرمایه هایی که با خون شهدا بدست آمده!...

سال اول دولت رو به اتمام است ، وقتی دارید برای سال بعد ، سال ۹۳ وعده می دهید اگر سال ۹۳ نشد ، نگران نباشید سال بعد هم هست ؛ سال بعد نشد دوره ی بعد هم هست ، برای دولت دوازدهم هم می توانید وعده بدهید...!!!...  

 

 متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اخلالات سرور حذف شده و قابل دسترسی نیست



:: موضوعات مرتبط: سیاست خارجی و جنگ نرم , سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 55
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : جمعه 11 بهمن 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

سلام

روز های پیش روی دولت یازدهم انصافا روز هایی خواهد بود سخت و سرنوشت ساز .

آقای روحانی که موفق شد بر اسب قدرت سوار شود و بشود رئیس جمهور  ایران ! هفتمین رئیس جمهور ایران .

از میان ۶ رئیس جمهور قبلی کمتر کسی بود که به سلامت از اسب قدرت پیاده شده باشد ، اصلا خاصیت این اسب همینه که اجازه نمی دهد کسی به سلامت پیاده شود ، اصلا خاصیت این اسب همینه که سوارش را به زمین بزند ، مگر حریف اخلاص و تقوای سوارش نشود ...

پس سوار اسب قدرت - یعنی همان رئیس جمهور -  باید خیلی اخلاص و تقوا داشته باشد تا قدرت او را به زمین نزند .

مثلا بنی صدر ، «هاشمی رفسنجانی» ، «خاتمی» و «احمدی نژاد» همگی کسانی بودند که با رضایت حداکثری مردم روی کار آمدند ، اما با نا رضایتی همان مردم رفتند .

اواخر این دولت ها کمتر کسانی بودند که هنوز از دولت راضی بودند .

 یکی از دلایل اصلی اش این بود که قدرت آنها را عوض کرده بود و دیگر همان کسی نبودند که چند سال قبل با سلام و صلوات و رای مردم دولت تشکیل دادند . مثلا برای اثبات این موضوع اگر بخواهیم روی کار درستی «شورای نگبان» حساب کنیم می بینیم :

  توی این دوره آقای «هاشمی رفسنجانی» رد صلاحیت شد . کسی که ۸ سال رئیس جمهور بود و از نزدیک ترین یاران امام بود . کسی که خیلی ها او را از ارکان نظام می دانند .

 همینطور اکثر تحلیل گران و کارشناسان سیاسی اتفاق نظر دارند که اگر «محمد خاتمی» هم کاندید می شد رد صلاحیت می شد .

  و بهار (نماینده) آقای احمدی نژاد یعنی «اسفندیار رحیم مشائی» هم با آنهمه تبلیغات در سفر های استانی و این طرف و آن طرف که همیشه توسط شخص آقای احمدی نژاد معرفی می شد ، رد صلاحیت شد . که صد البته رد صلاحیت مشائی یعنی رد صلاحیت احمدی نژاد .

 

حالا با این اوضاع آقای «حسن روحانی» به چند نکته ی خیلی خیلی ساده ، اما خیلی موثر توجه داشته باشند:

اول اینکه : میز ریاست هر چقدر هم که خوب و عالی باشه اما به هیچکس وفا نمی کند . هیچکس نیست که میز یا اصلا دنیا بهش وفا کرده باشد ... همین اول هم باید گفت که این میز به شما هم وفا نمی کند ، پس آخرت تان را به دنیا نفروشید .

شاید یکی از مهم ترین دلایل انحراف برخی رئيس جمهور ها و  مدیران و  کارگزاران این بوده که فکر می کردند میز و صندلی و پست و مقام بهشان تا آخر دنیا وفا می کند و حتما فقط خودشان سر قفلی فلان مقام و جایگاه اند .

کسانی که لغزش داشتند و زمین خوردند بدون استسناء این تفکر را داشتند .

قرار نیست سر قفلی مقام و جایگاه متعلق به کسی باشد ، هیچ میز وصندلی به کسی وفا نمی کند .

دوم اینکه : نگه داری بعضی چیز ها خیلی سخت تر از بدست آوردنشان هست .محبوبیتی که امروز آقای روحانی بین مردم ایران دارند قطعا سخت بدست آمده ، رقابت با ۶ کاندید مهم و مطرح قطعا کار سختی بوده اما حفظ محبوبیت خیلی سخت تر  ...

سوم اینکه : راضی کردن مردم در این است که از زیر بار سختی ها و مشکلات شانه خالی نکنند ؛ چیزی که دولت بنی صدر و خاتمی و احمدی نژاد را به انزوا کشاند همین شانه خالی کردن از مشکلات بود . مردم رئیس جمهوری را دوست دارند که وقتی خودشان در گرفتاری و مضیغه اند ، رئیس جمهورشان راحت و بی خیال با ۱۲۰ نفر همراه سفر نیویورک نرود !

وقتی مردم برای امرار معاش خود با گرانی و «کمی در آمد» درگیر اند ، رئیس جمهورشان مشغول دعواهای بچه گانه ی سیاسی نباشد و حداقل همه ی مشکلات را گردن تحریم و فلان مسؤل و بهمان مدیر نیندازد .

از زیر وعده هایی که داده شانه خالی نکند ، یعنی دیگر نباید به جای وعده ی درست کردن اقتصاد در ۱۰۰ روز اول کار دولت(وعده ی قبل از انتخابات) ، بعد از انتخابات وعده اش را عوض کند و بگوید ۱۰۰ روز اول دولت گزارش وضعیت کشوری را که تحویل گرفته میدهد . این شاید اولین خلف وعده باشد.(امیدوارم که من اشتباه فهمیده باشم)

چهارم اینکه : برای راضی نگه داشتن طرفداران خود دست به قشری نگری نزند (که ان شاالله آقای روحانی اینطور نباشند )

قشری نگری بد ترین آفت اجتماعی یک رئیس جمهور هست . اگر بخواهیم بد حجابی ( بخوانید بی حجابی ) امروز جامعه را بررسی کنیم ، بفهمیم قشری نگری بعضی مسؤلین پیشین هم بی تقصیر نبوده .

پنجم اینکه : برای باقی ماندن بر قدرت متوسل به هیچکس نشوند . اگر عملکرد دولت خوب و بی شائبه باشد مسلما و حتما دوره ی بعدی هم رئیس جمهور خواهند بود... اما طمع نه! طمع هر کسی را در هر لباس و جایگاهی زمین زده و ایضا زمین خواهد زد !

ششم اینکه : نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی بی تفاوت نباشد . متاسفانه کمتر از هر چیز به همین مسائل اجتماعی فرهنگی توجه می شود . در عین حال توجه به مسائل اجتماعی فرهنگی یکی از  مهم ترین دلایل موفقیت هر رئیس جمهوری است . توجه نکردن به این مقوله ی حساس قشر تحصیل کرده و مذهبی جامعه را نسبت به چنین رئیس جمهوری دلسرد می کند .

 

***            ***          ***

 

توی عرصه ی سیاست ، آنهم ریاست جمهوری پاک ماندن اصلا کار آسانی نیست. از بین رئیس جمهور های قبلی که اینطور منحرف شدند از اول اخلاص و تقوا داشتند ، مخصوصا «محمود» که «حزب اللهی» ترین و «هیئتی» ترین و «مسجدی» ترین  نامزد بود ، اما تا یکسال بیشتر روی ارزش هاش ایستادگی نکرد ! فقط تا یکسال

یعنی به طوریکه محرم سال ۸۷ که هیئت می رفت فقط برای تبلیغات اش میرفت تا انتخابات ۸۸ رای بیاورد . فقط هم هیئت های مهم و معروف می رفت تا طرفداران بیشتری پیدا کند .(مثل هیئت الرضا ، هیئت رایت العباس ، مهدیه امام حسن مجتبی )

دقیقا کسی دچار «جریان انحرافی» و بد ترین و مضحک ترین عملکرد ها شد که گزینه ی قشر مذهبی بود . کسی که به عقیده ی طرفدانش «رجایی زمان» و «مالک اشتر علی» بود . کسی که میگفت من «نوکر مردم» هستم ، اما اواخر ریاست جمهوریش غیر قانونی عمل میکرد و برای مشائی از بیت المال تبلیغ انتخاباتی میکرد و سفر های استانی اش صرفا تبلیغات آقای «بهاری» ، «اسفندیار رحیم مشائی» بود .

حتی بعد از رد صلاحیت رحیم مشائی برای ماندن در پاستور دست و پا میزد و دست به دامن این و آن شده بود .

پس ماندن با اخلاص و عوض نشدن و خراب نشدن اصلا کار آسونی نیست . شاید این سخت ترین کار دنیا باشد مرد میخواد پای این کار.

بی دلیل نیست که می گویند : «فقط حیدر امیر المومنین است».



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , سیاست داخلی , کلیات مقالات ,
:: ب : 74
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 29 مرداد 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

سلام

اول اینکه : قبل از هر چیزی ولادت دلبران کربلا رو تبریک میگم.

دوم اینکه : این تصاویر مربوط به  ساعت ۱۰ دیشب خیابان ولیعصر سر سه راه شهید فلاحی ، ستاد انتخاباتی دکتر قالیباف هست . دیشب تو راه هیات که بودم وقت شد تا چند تا عکس بندازم تا یه مطلبی هم در این باره بنویسم .

 




در نگاه اول می بینیم چقدر اینها شور انتخاباتی دارن ، و روز جمعه حماسه ی سیاسی را کامل می کنند .

 

اما به نظر شما حماسه ی اقتصادی هم محقق شده ؟؟؟



یادم میاد همین ماه گذشته نمایشگاه کتاب فروش خوبی نداشت ، دلیل اش هم فقط و فقط گرانی کاغذ بود که قیمت کتاب ها رو چند برابر کرده بود .

البته کاغذ برای «کتاب های مفید و خوانده شدن» ؛ البته نه برای «ریختن کف خیابون و خوانده نشدن» .!!!

 

تعجب نکنید اینجا کارخانه ی کاغذ نیست ، محل بازیافت کاغذ ها هم نیست .


یک روز دیگر بیشتر تا انتخابات باقی نمانده پس حرف هایی که عرض میکنم برای تخریب شخصیت ها نیست ؛ «صرفا جهت اطلاع» هست !

اینجا ستاد مردمی دکتر قالیباف هست . جایی که ادعا شده با «هزینه های مردمی» تشکیل شده و همه ی هزینه هاش رو مردم تقبل کردند !!!!!!

 یه سوال : به نظر شما این همه ریخت و پاش مردمی بوده ؟ شاید منظور از جیب مردم بوده یعنی از بیت المال بوده.!!!!!!!!

فکر نمیکنم مردم راضی باشند پول هاشون زیر چرخ ماشین یا زیر پای مردم له بشه .!!!

اون چاپخونه دار زحمت کش دوست نداشته زحمت هاش زیر پای مردم له بشه .

فکر نکنم هیچ کس به «اسراف» بیت المال راضی باشه!!!

اون رفتگر کارگر شهرداری راضی نیست آقای شهردار ، امیر کبیر ایران!!!

بنده وقتی دیدم مرتب به ستاد ها کاغذ و پوستر برای پاشیدن به هوا داده میشه واقعا تاسف خوردم.

 


آقای قالیباف این بود معنای «انضباط انتخاباتی»؟

و اینجا جمع طرفداران دکتر روحانی


یادم هست آیت الله جنتی در نماز جمعه ی قبل از اعلام اسامی کاندیدای احراز صلاحیت شده ، در یکی از خطبه هاشون گفتند : عده‌ای به نان شب محتاجند، اما برخی برای کسب رای تبلیغات میلیاردی می‌کنند...

 

من هنوز یادم هست اما مثل اینکه بعضی حضرات فراموش کردند. هنوز یک ماه هم نگذشته !

 

آقای روحانی و قالیباف این بود معنای کمک به فقرا ؟ با این ریخت و پاش ها از جیب مردم ؟

آیا مردم راضی اند پول های بیت المال زیر چرخ ماشین ها و زیر دست و پای مردم ریخت و پاش شود؟

 

 

 

البته عکس ها در کیفیت اصلی خیلی با کیفیت تر بودند که به دلیل حجم خیلی بالا(حدود2مگابایت) نمیشد بزارم . مجبور شدم یکم کیفت رو کم کنم 



:: موضوعات مرتبط: سیاست داخلی ,
:: ب : 81
|
امتیاز مطلب : 5
|
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : پنجشنبه 23 خرداد 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

سلام 

 

این چند وقته توی صحبت بعضی از نامزد ها ، حرف از تعامل و سازش و البته دوستی با غرب بوده!

فکرش هم جانبازان ، آزادگان و خانواده های شهدا و کسانی که عمرشان را صرف انقلاب کردند را هم آزار میدهد ، حتی فکر اینکه ما با مستکبرین دست دوستی بدهیم ...

 

شاید مشکل حضراتی که دم از سازش با استکبار میزنند با سازش حل شود ، اما مشکل ما با اینه که دیگر با دلایل و استدلال های دهه ی ۶۰ نمی شود این حضرات را توجیه کرد که ما مسلمانیم و نمیتوانیم با استکبار هم کاسه شویم!

حضراتی که امروز دم از سازش میزنند واقعا گرفتار دنیا شدند و زرق و برق دنیا چشمشان را کور کرده و ارزش های انقلاب را یادشان رفته .

«ربنا لا تزق قلوبنا بعد اذ هدیتنا»

افسانه نمیگم ها ! همون ارزش هایی رو میگم که حاظر بودند به خاطرش شهید شوند و هر روز ندای هیهات من الذله شان به آسمان بلند بود .

 

خب تمام ارزش ها و آرمان ها به کنار  . اما سازش ما با مستکبرین چه نتیجه ای دارد ؟؟؟؟

 

ما در تحریم :

بدون دارو هستیم ، بدون ثبات هستیم ، بدون کره و تخم مرغ و روغن و کوفت و زهر مار هستیم همه اش قبول

 

اما یه سوال :

کدام ملتی با گدایی و دیوزگی پیش غرب به اقتصاد و امنیت رسیده؟

 

غرب به کدوم ملت رحم کرده که به ما رحم کند ؟



:: موضوعات مرتبط: سیاست خارجی و جنگ نرم , سیاست داخلی ,
:: ب : 94
|
امتیاز مطلب : 5
|
|
مجموع امتیاز : 10
تاریخ انتشار : دوشنبه 13 خرداد 1392 | نظرات ()

تعداد صفحات : 2