close
تبلیغات در اینترنت
داستان
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

اگر سیری در تاریخ داشته باشیم و هر زمان را در نظر بگیریم ، کمتر کسی را می بینیم که با بقیة الله الاعظم (روحی فداه) ارتباط داشته باشد.

 

ارتباط با کسی که همه ی پیمبران و اولیای الهی آرزوی بودن در رکابش را دارند ، آرزوی خیلی ها بوده اما ملاقات بقیه الله الاعظم نصیب کمتر کسی در طول تاریخ شده ، چه برسد به اینکه کسی با امام زمان اینقدر صمیمی باشد که شوخی هم داشته باشد ! ! !

وقتی داستان مردی که با امام زمان (روحی فداه) علاوه بر ارتباط ، شوخی هم  داشت رو از امام جماعت مسجد محل مان شنیدم ، حسابی حال کردم با این داستان !

و اما داستان :

در روزگاری که ارزش انسانها به حساب بانکی و محل زندگی شان بستگی دارد ؛ زنده باد «سید عبدالکریم کفاش»که وضع مالی اش حتی کفاف پرداخت اجاره خونه اش را هم نمی داد .

سید عبدالکریم کفاش مردی بود هر روز امام زمان(روحی فداه) را ملاقات می کرد ؛ مثل اسم اش گوشه ی بازار بساط کفاشی داشت.

دست رنج اش که خوب نبود اما خب ، آقای سید عبدالکریم مانند خیلی ها ، برای پول ، دست به هر کاری نمی زد و از دست رنج حلالی که داشت خیلی هم راضی بود.

از قضا سید عبدالکریم مستاجر هم بود و برای مستاجر ها همیشه پیش میاد  که اجاره خونه شون عقب بیفتد سید عبدالکریم هم از این قاعده مستثنی نبود.

به خاطر همین چند ماه عقب افتادن اجاره اش ، صاحب خونه از سید میخواهد خونه را تخلیه کند .سید هم کمی مهلت می خواهد .ولی صاحب خونه اش می گوید:«من راضی نیستم که تو اینجا بمانی» !

سید به محض اینکه جمله ی «راضی نیستم» را می شنود اساسیه اش را جمع میکند و می گذارد توی کوچه !

امام زمان (روحی فداه) اونجا می آیند و عبدالکریم را دلداری می دهند و می فرمایند : «مومن در دنیا مصیبت می بیند همانطور که ما اهل بیت در دنیا هر مصیبتی را تحمل کردیم .»

عبدالکریم هم سر شوخی را باز میکند و عرض میکند: «شما در دنیا هر مصیبتی دیدید فقط مستاجری نکشیدید»

 

پ ن :

1. این قصه از این جهت خیلی جالب است چون من جایی ندیدم و نشنیدم که کسی جز عبدالکریم کفاش با امام زمان اینقدر صمیمی باشد که شوخی هم بکند.

2. اما موضوع  زیباتر و قشنگ تر اینجاست که آیا ایشان چه تفاوت و یا چه وجه تمایزی نسبت به سایر کسانی که امام زمان را ملاقات میکنند، دارند؟

قبل از قضایا یک شب پیامبر اکرم (ص) به خواب عبدالکریم می آیند و می فرمایند : «میخواهی فرزندم مهدی را زیارت کنی ؟»

عبدالکریم عرض می کند : «بله»

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:« پس روزی دوبار بر فرزندم حسین گریه کن ؛ یکبار صبح یکبار شب .»

سید هم یکسال به  این نسخه ی شفابخش عمل می کند و در حقیقت به این باور می رسد که «عاشق واقعی باید مثل امام زمان روز و شب در عزای سیدالشهدا گریه کند ».

چشمی که وقف روضه ی ارباب عالم است

در روزگار روز و شبش چون محــــــــرم است

عبدالکریم کفاش بعد از یکسال عمل به این نسخه ی حضرت مصطفی(ص) روز ای یکبار بقیه الله الاعظم را ملاقات میکردند.

 

3. اما قسمت سوم داستان بازهم خوشگل و زیباست

روزی امام زمان به عبدالکریم می فرمایند:« اگر یک روز مرا نبینی چه میکنی؟»

عبدالکریم عرض می کنند : «می میرم آقاجان »

امام  زمان می فرمایند :«به خاطر همین هست که هر روز ما را ملاقات میکنی»


تو که آخر گره رو وا میکنی /  پس چرا امروز و فردا میکنی



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي , داستان , کلیات مقالات ,
:: ب : 49
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 17 دي 1392 | نظرات ()