close
تبلیغات در اینترنت
مقالات مذهبي
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

رستاخیز غیرت ها در برابر این همه تلاش فقط برای فرار از حجاب

1.روز شنبه ی طولانی این هفته هنوز به شب نرسیده بود که با دیدن گزارشی از شوی لباس به ظاهر ایرانی ای که از طرف وزارت فرهنگ(!)و ارشاد اسلامی(!)برگزار شده بود پای اخبار شوکه شدیم.

حتما اکثریت مردم این گزارش را دیدند ؛ گزارشی که حاصل کار های «خانه ی مد ایران» بود ، اما بعید میدانم کسی پیدا شود که استدلالی بیاورد بلکه بقیه هم بفهمند این «شوی ضد اسلامی» چطور با «پوشش اسلامی» قابل جمع می شود .هرچه نگاه کردم یک نکته ی مثبت هم در این برنامه ندیدم که حتی طرفداران این طور برنامه ها بتوانند توجیه اش کنند.

2.شدید یاد اتفاق دو ماه قبل (طی روبوسی خانوم بازیگر با اون مرد نامحرم که رئیس جشنواره بود) در «جشنواره ی کن» افتادم که باز هم «علی جنتی»ها و بعضی های دیگر با غیر منطقی ترین دلایل از این عمل حمایت کردند! اما این یکی را دیگر چطور توجیه می کنند؟!      


3.این همه برنامه علیه حجاب و علیه اصل اسلام...(شاید بهتر باشد در این باره زیاد توضیح ندهم«چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است»)

4.رنگ پرچم ایران ، مدل های غربی ای که با پوشش اسلامی منافات دارد را ایرانی نمی کند!...

ما حتی در تاریخ تمدن آریایی ها میخوانیم که پوشش زنان آریایی ایران چادر بوده ! چطور یک «مدل» با جایگزین کردن عکس «پلنگ» به جای لفظ مقدس «الله» توقع دارد مورد استقبال جوانان قرار بگیرد؟


واقعا عکس صورت یک پلنگ از لفظ مقدس «الله» با کلاس تر  است ؟

واقعا کسی هست که معتقد باشد مدل ایرانی پوشیدن به رنگ پرچم است؟

واقعا کسی هست که این مانتوی این مدلی را بپوشد و راه بیفتد توی خیابان و خیال کند از مدل ایرانی استفاده کرده؟

نکند «خانه ی مد ایران» نمایندگی برند های غربی با مدل های غربی است؟ یا شاید هم فک مدل های غربی را در کشور ترویج میکند؟! و فکر میکند عکس رخ یک پلنگ این لباس ها را هم ایرانی میکند هم ورزشی!

روزگاری هم عکس شیر و خورشید را نماد ایران کرده بودند و امروز «عکس رخ یک پلنگ» را !

بگذریم که حالا یاد حرف سخیف چند وقت پیش مشاور دکتر روحانی افتادم که می گفت:« باید نماد "شیر و خورشید" را به پرچم برگردانیم »!!!

این روز ها به لطف «اعتدال»  چیز هایی در رسانه ی ملی می بینیم که بیشتر توقع داشتیم در ماهواره ها و رسانه های غربی ببینیم .

آدم اینطور وقتها پاک گیج می شود ...

آنها که تحت پوشش ترویج مدل های ایرانی اسلامی چنین برنامه هایی میگذارند و این کار ها را ترویج می کنند بهتر نبود اول درک درستی از پوشش اسلامی و حتی  ایرانی می رسیدند بعد چنین مدل هایی را ترویج میکردند؟

یک خانوم «مدل» که روی استیج اینطور لباس های مبتذل می پوشد و اینطور فیگور می گیرد برای مردان نامحرم ، چه انتظاری از او هست که در این کوچه و خیابان های پر هیاهو پوشش درستی داشته باشد؟؟؟

5.اما یک سوال اساسی از آنان که معتقدند رنگ پرچم ، لباس های غربی را ایرانی و حتی اسلامی می کند آیا اگر روی زهر ماری (مشروبات الکلی) هم پرچم ایران بزنیم حلال می شود؟!

 

گذشته از این شوی لباس ، توی همه ی محافل مذهبی حرفی از وضع غیر قابل تحمل حجاب هست . فقط حرف ...

کم کم داریم به این وضع و اوضاع شهر و محله مان عادت میکنیم ؛ کم کم داریم عادت میکنیم پسران را با تیشرت و شلوارک ، و دختران را با تونیک و ساپورت و اگر زحمتی نباشد احیانا یک شال آنهم به دور گردن ببینیم!(البته ما سرمان را میندازیم پایین هاآ)!

6.همین هفته ی گذشته ، کمی بعد از افطار زنی را دیدم که کلا شلوار نپوشیده بود ولی آزادانه توی خیابان قدم می زد ، آنهم خیابان حضرت ولی عصر(عج).

کم کم داریم به لطف بعضی ها به همه ی اینها «عادت» می کنیم ، بعد از قبول این شرایط هم (که دهن کجی به دین و شهداست) باید به فرهنگ سازی غربی در خود دولت عادت کنیم!!!

باید عادت کنیم بعضی مسئولین در دولت ، به جای کمک به درمان بد حجابی به بی حجابی کمک کنند!!!

7. هر چه فکر کردم کلمه ی دیگری جایگزین کلمه ی «عادت» کنم نشد که نشد ، آخر جامعه ی ما به معنای واقعی کلمه ، به این شرایط عادت کرده و کسی حاضر نیست قدمی برای اصلاح بردارد.

از مجلس و مسؤلین بگیر تا نهاد های اجرایی کسی مرد عمل نیست (حتی «عملی بودن» هم بهتر از «بی عملی» است)!

این روز ها ما مانده ایم و تنها حرفی که می توانیم بزنیم ؛ همین جمله ی «شهدا شرمنده ایم».

از اولین شهدای انقلاب و دفاع مقدس ما تا همین آخریش که شهید امر به معروف «علی خلیلی» بود همه جان فدای اصل حجاب نوامیس شان کردند .

«علی خلیلی» در این راه رسما یک شبه ناقص شد ، اما همچنان می گفت :«اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمی گذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد

بله ؛ ماییم و این همه برنامه و تدبیر و خیال و تلاش فقط برای فرار از حجاب . ماییم و کلاه شرعی های گشاد برای فرار از فرائض دین. ماییم و توجیه های سخیف ، ماییم و مهم تر از همه ، «دل خون امام زمان».ماییم که شرمنده ی چادر وصله دار حضرت زهراییم . ماییم و...

رفــقــا:...حقیقت این هست که اگر ما به جای خودنمایی و تیپ زدن برای دیگران ، دیگرانی که در کوچه و خیابان اصلاً نمی شناسیم ، برای امام زمان تیپ بزنیم و برای امام زمان کار کنیم ، ایشان از ما راضی تر خواهند بود و در نتیجه زندگی بهتری خواهیم داشت.

این آدم های از همه جا رانده وخوش گذران و بی هدف اگر چه بی دینی را ترویج می کنند اما تقصیر خود ماست که به هر چیز مذخرفی فکر می کنیم جز رضایت خدا و اهل بیت(ع)!

این تقصیر خود ماست که برای ارزش های بی خودی بیشتر ارزش قائلیم تا فرایض دین!

این تقصیر خود ماست که اجازه میدهیم گناه در جامعه عادی شود .

رفــقــا:... ما قبل از هر اقدامی باید رضایت امام زمان را در نظر بگیریم ؛  آنوقت هر کاری نمی کنیم ، هر لباسی نمی پوشیم ، هر تیپی نمی زنیم ، هر چیزی را ترویج نمی کنیم.

رفــقــا هر اتفاق هولناکی که در جامعه می بینیم علتش را باید در عملکرد خودمان جستجو کنیم. ما هم در این اتفاقات بی تقصیر نیستیم ، ما نسخه هایی که اسلام برای اصلاح جامعه پیچیده را پیچاندیم! ما دستورات دین را فراموش کردیم. ما رفاه خواستیم و دیگر هیچ...




:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي , سیاست داخلی , مسائل روز جامعه , کلیات مقالات ,
:: ب : 85
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنجشنبه 19 تير 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

این شهادت چه گواراست

سلام علی جان

این بار بر خلاف فنون نویسندگی باید بی مقدمه با تو صحبت کنم . صحبت با تو که مقدمه  نمیخواهد . یادم نمی آید هیچ وقت در حرف زدن با تو مقدمه چینی کرده باشم ، چه رسد حالا که صحبت با تو آسان تر شده .

علی جان دینداری هیچ وقت کار ساده ای نبوده ، چه رسد حالا که به فرموده ی پیغمبر مثل نگه داشتن آتش کف دست است .

تو از تبار شهدا بودی ، منکر را در محله ات تاب نیاوردی . تو آتش عشق دین را در دستت نگه داشتی و آتش گرفتی تا از آتش گناه محله ات کم کنی .

هم مراسم خاک سپاری و هم یکشنبه مراسم چهلم ات غوغایی بود در شهر .

دیروز در میدان فاطمی همه ی همدلانت آمده بودند تا خون تو را به بعضی ها یاد آور شوند ، به بعضی ها که فرائض دین را سبک می شمرند و دست دیگران را در گناه باز میگذارند ؛ آنان که دین را وسیله ی سود جویی و اعتبار دنیا قرار دادند و اهل زحمت برای انجام فرائض دین نیستند .

اما افسوس که خون تو هم این جماعت خواب زده را بیدار نکرد و هنوز هم به «دشمن دین» و «استکبار» امیدوارند .

امر به معروف تو رسالت زندگی تو بود ، امر به معروف جهاد زندگی تو بود ، امر به معروف انتخاب تو بود.

تو باز هم ثابت کردی هنوز فرهنگ و روحیه ی انقلابی زنده است . انقلابی ها هنوز روی ارزش هایشان ایستاده اند.

خون تو تلنگری بود برای کسانی که دنیا پرست شدند و به «دشمن دین» و «استکبار» امیدوارند .

آخر مولای من و تو که غریب است تو که نوکرش هستی هم غریب می شوی.

علی جان چند سال پیش به خاطر عمل به وظیفه ات زیاد حرف شنیدی زیاد انتقاد شنیدی خیلی ها به تحجرمتهم ات کردند !

اگرتو متحجر بودی ، اگر تحجر یعنی این(!) چه خوش تحجری که آدم را رستگار میکند .

به خدا تو خوب دین را می فهمیدی ، تو خوب دین را درک کرده بودی !

 آنچه را تو دیده بودی من امروز هزار دفعه در کوچه و خیابان این شهر می بینم اما تو دیدی و امر به معروف کردی ، ولی من دیدم و رد شدم !

اما حالا تویی علی جان که به آرزوی دیرینه ات شهادت رسیدی و این ما جاماندگانیم که در این دنیا جامانده ایم و باید باز هم بگوییم شهدا شرمنده ایم.

علی جان تو کجا و ما کجا ! تو برای دستورات دین از زندگی ات می گذری ، ما برای دعای ندبه ازخوابمان نمی گذریم ، آری تو از دین ات می گذری ما برای حفظ ارزش هایمان از آرامشمان نمی گذریم !

شهادت سرنوشت تو نیست ، شهادت انتخاب توست ، شهادت حق توست !

علی جان فاطمیه حیف شد رفتی ! دل بچه های هیئت برای گریه های هر شبه ات تنگ شده  تو رفته ای و این مائیم که امر به معروف و نهی از منکر یادمان افتاده  این ماییم که فقط برایمان مانده افتخار رفاقت با تو !


متاسفانه تمام نظرات این مطلب به دلیل اخلالات سرور حذف شده و قابل دسترسی نیست



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي , دفاع مقدس , مسائل روز جامعه , کلیات مقالات ,
:: ب : 55
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : شنبه 20 ارديبهشت 1393 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

اگر سیری در تاریخ داشته باشیم و هر زمان را در نظر بگیریم ، کمتر کسی را می بینیم که با بقیة الله الاعظم (روحی فداه) ارتباط داشته باشد.

 

ارتباط با کسی که همه ی پیمبران و اولیای الهی آرزوی بودن در رکابش را دارند ، آرزوی خیلی ها بوده اما ملاقات بقیه الله الاعظم نصیب کمتر کسی در طول تاریخ شده ، چه برسد به اینکه کسی با امام زمان اینقدر صمیمی باشد که شوخی هم داشته باشد ! ! !

وقتی داستان مردی که با امام زمان (روحی فداه) علاوه بر ارتباط ، شوخی هم  داشت رو از امام جماعت مسجد محل مان شنیدم ، حسابی حال کردم با این داستان !

و اما داستان :

در روزگاری که ارزش انسانها به حساب بانکی و محل زندگی شان بستگی دارد ؛ زنده باد «سید عبدالکریم کفاش»که وضع مالی اش حتی کفاف پرداخت اجاره خونه اش را هم نمی داد .

سید عبدالکریم کفاش مردی بود هر روز امام زمان(روحی فداه) را ملاقات می کرد ؛ مثل اسم اش گوشه ی بازار بساط کفاشی داشت.

دست رنج اش که خوب نبود اما خب ، آقای سید عبدالکریم مانند خیلی ها ، برای پول ، دست به هر کاری نمی زد و از دست رنج حلالی که داشت خیلی هم راضی بود.

از قضا سید عبدالکریم مستاجر هم بود و برای مستاجر ها همیشه پیش میاد  که اجاره خونه شون عقب بیفتد سید عبدالکریم هم از این قاعده مستثنی نبود.

به خاطر همین چند ماه عقب افتادن اجاره اش ، صاحب خونه از سید میخواهد خونه را تخلیه کند .سید هم کمی مهلت می خواهد .ولی صاحب خونه اش می گوید:«من راضی نیستم که تو اینجا بمانی» !

سید به محض اینکه جمله ی «راضی نیستم» را می شنود اساسیه اش را جمع میکند و می گذارد توی کوچه !

امام زمان (روحی فداه) اونجا می آیند و عبدالکریم را دلداری می دهند و می فرمایند : «مومن در دنیا مصیبت می بیند همانطور که ما اهل بیت در دنیا هر مصیبتی را تحمل کردیم .»

عبدالکریم هم سر شوخی را باز میکند و عرض میکند: «شما در دنیا هر مصیبتی دیدید فقط مستاجری نکشیدید»

 

پ ن :

1. این قصه از این جهت خیلی جالب است چون من جایی ندیدم و نشنیدم که کسی جز عبدالکریم کفاش با امام زمان اینقدر صمیمی باشد که شوخی هم بکند.

2. اما موضوع  زیباتر و قشنگ تر اینجاست که آیا ایشان چه تفاوت و یا چه وجه تمایزی نسبت به سایر کسانی که امام زمان را ملاقات میکنند، دارند؟

قبل از قضایا یک شب پیامبر اکرم (ص) به خواب عبدالکریم می آیند و می فرمایند : «میخواهی فرزندم مهدی را زیارت کنی ؟»

عبدالکریم عرض می کند : «بله»

پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:« پس روزی دوبار بر فرزندم حسین گریه کن ؛ یکبار صبح یکبار شب .»

سید هم یکسال به  این نسخه ی شفابخش عمل می کند و در حقیقت به این باور می رسد که «عاشق واقعی باید مثل امام زمان روز و شب در عزای سیدالشهدا گریه کند ».

چشمی که وقف روضه ی ارباب عالم است

در روزگار روز و شبش چون محــــــــرم است

عبدالکریم کفاش بعد از یکسال عمل به این نسخه ی حضرت مصطفی(ص) روز ای یکبار بقیه الله الاعظم را ملاقات میکردند.

 

3. اما قسمت سوم داستان بازهم خوشگل و زیباست

روزی امام زمان به عبدالکریم می فرمایند:« اگر یک روز مرا نبینی چه میکنی؟»

عبدالکریم عرض می کنند : «می میرم آقاجان »

امام  زمان می فرمایند :«به خاطر همین هست که هر روز ما را ملاقات میکنی»


تو که آخر گره رو وا میکنی /  پس چرا امروز و فردا میکنی



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي , داستان , کلیات مقالات ,
:: ب : 53
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه شنبه 17 دي 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

سلام

 

اول اینکه : از راه رسیدن ماه رمضون ، ماه بندگی و عاشقی و معنویت رو به همه ی عاشقان تبریک میگم .

دوم اینکه : چند هفته پیش ، تمام سایت ها و بازار کامپیوتر را زیر  و رو کردم تا بهترین آنتی ویروس دنیا را روی سیستم ام نصب کنم .

تمام سیستم عامل ها رو هم بررسی کردم تا بالاخره بهترین و برترین سیستم عامل دنیا رو پیدا کنم و روی سیستم ام نصب کنم .

خدا میدونه چقدر برای این کار زحمت کشیدم و نو این گرما عرق ریختم.

همه ی این کار ها برای این بود که سیستم ام امنیت داشته باشه و ویروسی به اون نفوذ نکند .

سوم اینکه: داشتم فکر میکردم اگر ما بخواهیم آنتی ویروسی روی خودمون نصب کنیم ، بهترین آنتی ویروس نماز و روزه ، عبادت و دعا  و بندگی و البته هیات رفتن هست.

عمل به دستورات قرآن و احادیث معصومین و درس گرفتن از سیره ی ایشان برای « عمل » به آن همه و همه برای ایجاد « تقوا » در انسان است .

و آدمی که «تقوا» داشته باشه به هیچ صورت شیطان (ویروس مخرب) در آدم نفوذ نمیکنه حتی در «بد ترین شرایط ممکن» . حتی «غیر ممکن» !!!

از بچگی شبای ماه رمضون و فضای پاک  و پر شور و نشاط  عبادت و دعای ابو حمزه و تا سحر قرآن خوندن هاش رو دوست داشتم .

حتی ظهر های گرم آتشین و تشنگی اش رو هم دوست داشتم من اصلا عاشق اینم که آدم راه برود  توی خیابون و توی ظهر گرمای ۴۵ درجه تهران (و شهرستان های گرمتر) روزه خواری در ملا عام رو ببینی اما خودتو « به عشق خدا » نگه داری .

بی حجابی و بی بند و باری دختر های هزار قلم آرایش رو ببینی ولی سرتو به عشق خدا بندازی پایین و نگاه به حرام نکنی .

توی این شرایط و سخت و طاقت فرساست که آدم ساخته میشود اگرنه که دهه ی ۶۰ و زمان صدر انقلاب که همه با حجاب کامل بودند و کسی بی بند بار (حداقل در ملا عام) نبود ؛ معنای تقوا در جامعه به این صورت متجلی نبود .

یعنی کسی نمی توانست امتحان کند که در برابر گناه چقدر ایستاگی و مقاومت دارد .

کربن تحت فشار و گرمای زیاد تبدیل به الماس میشود ، و اگر فشار و گرما نبود کربن تبدیل به الماس نمی شد ، تبدیل به سنگی بی ارزش می شد .

اونهایی که رتبه های تک رقمی کنکور میارن اکثرا از شهرستان های دور افتاده و مناطق محروم در شرایط بدی درس میخوانند ، و  الا تو بهترین شرایط آدم بی اگیزه می شود .

 بچه های با تقوا توی ماه رمضون همون بچه هایی هستند که توی تحریم انرژی هسته ای تولید کردند نانو و دارو تولید کردند . 



:: موضوعات مرتبط: مطالب ارزشی , مقالات مذهبي ,
:: ب : 84
|
امتیاز مطلب : 1
|
|
مجموع امتیاز : 1
تاریخ انتشار : جمعه 21 تير 1392 | نظرات ()
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

اول اینکه :ولادت حضرت رقیه سلام الله علیها رو تبریک میگم .

دوم اینکه :حضرت رقیه ، مثل مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها ، ثابت کرد توی  بد ترین و سخت ترین شرایط  ، عقاید شیعه هیچ تغییری نمی کند . شیعه  توی  بد ترین و سخت ترین شرایط  از عقایدش دست نمی کشد .

از چیزی که حقیقت و درستی است باید حمایت کنی ، نه از چیزی که تحمیل می کنند .

حتی اگر به خاطر عقایدت سیلی بخوری ، تازیانه بخوری ، از ناقه زمین بخوری ،لگد بخوری ، روی شن ها و خوار های آتشین صحرا با «پای برهنه» راه بروی ، حتی اگر گوشواره از ضرب سیلی بشکند ، نباید از عقایدت دست برداری.

حتی زیر تازیانه و حتی در مجلس شراب ...

نباید ذکر «بابا حسین» را رها کنی .

حضرت رقیه و حضرت زهرا سلام الله علیها تا پای جان روی عقایدشان ایستادند و آخر سر هم شهید شدند ، اما به ما یاد دادند که می شود «آتش ایمان را کف دست نگه داشت » .

تا «شیعه» هست ،علی هیچ وقت تنها نمیشود

به قول حاج محمود : این حرف خود زهراست /تا خون تو رگهای ماست/کی گفته علی تنهاست؟

بعضی ها هم هستند که از اعتقاداتشان دست نمی کشند ، اما از ترس دشمنان اعتقاداتشان را بیان نمی کنند ، می ترسند که اعتقاداتشان و موضع شان را بیان کنند ، از ترس یک سیلی بگیر تا زندان و حبس ، اما درس حضرت زهرا و رقیه به ما این بود که در بد ترین شرایط از عقایدمان دفاع کنیم ، و گر نه که هر کسی می تواند در شرایط مساعد افکارش را «جار» بزند .

این موقع ها شیعه ی واقعی مشخص میشود ، موقعی که شرایط بد باشد برای عمل به تکلیف .

به قول دکتر شریعتی : شناگر خوب باید خلاف جهت رود خانه شنا کنه ، و گرنه هر ماهی مرده ای میتونه در جهت آب شنا کنه .

دوم اینکه : از بچگی ام نوکری حضرت رقیه افتخار زندگی ام بوده ، یادم هست  اولین بار برای حضرت رقیه گریه کردم .

شاید نوکری ام برای اهل بیت با روضه ی حضرت رقیه شروع شده .

نوکر حضرت رقیه شدم چون فهمیدم ایشان بیشتر از همه عاشق امام حسین علیه السلام هست .

 به قول کربلایی جواد عشق رقیه تو دلم سند نوکریمه 

سوم اینکه : بعضی شبهات واقعا مسخره اند ، اینقدر که دشمنان و بد خواهان شیعه به فلاکت افتادند ، شبهه می اندازند به وجود پاک حضرت رقیه (س).

شیعه برای اثبات وجود حضرت رقیه به هیچ سند و مدرکی احتیاج نداره، شیعه فقط به عشق اش نسبت به حضرت رقیه احتیاج داره.

شیعه حاظره تا پای جون از حرم حضرت رقیه و حضرت زینب حفاظت کنه . تا وقتی شیعه هست هیچ کس نمیتونه هیچ غلطی بکنه !!!



:: موضوعات مرتبط: مقالات مذهبي ,
:: ب : 84
|
امتیاز مطلب : 5
|
|
مجموع امتیاز : 5
تاریخ انتشار : سه شنبه 11 تير 1392 | نظرات ()