close
تبلیغات در اینترنت
سیره امام حسین (ع)
نوشته شده توسط : عاشق نالایق

زندگانی سفیر حسین مسلم بن عقیل

 

 

مقدمه ناشر

 

بسمه تعالی

مؤلف محترم در این کتاب با استفاده از منابع تاریخی به صورتی موضوعی و فراگیر به بررسی حوادث کوفه و پیرامون مأموریت مسلم بن عقیل - سفیر ثقه حسین بن علی علیه السلام - پرداخته و نسبتا بحث جامع و کاملی را ایفاء کرده است.

این دفتر بعد از ترجمه و بررسی، کامل آن را طبع و به علاقه مندان معارف اسلامی و تشنگان واقعیت قضیه مسلم بن عقیل - علیه السلام - تقدیم می نماید. امید است مورد قبول پروردگار متعال قرار گیرد.

دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

 

تقدیم

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

این کتاب را به سرور کائنات، پیامبر هدایت و نور، و خاتم پیامبران الهی، صلوات الله علهیم اجمعین - و خاندان پاکش - که خداوند آنان را از هر رجسی پاک و پیراسته کرد - و هر که بذر محبت و ولای این خاندان را ناخودآگاه در ضمیر و عمق جان من کاشت، هدیه می کنم.

امروز مطلع شدیم که پدرم به جرم تعلیم محبت پیامبر خاندان مجاهدش، در زندانهای ستمگران، به سر می برد و من این کتاب را به پدرم که در تمام زندگی با کودکان خود از مسلم بن عقیل؛ قهرمان بزرگ، سخن می گفت و خود را فدایی آن آستان مقدس می دانست تا آرامگاه همراه و هم جهت بود، و به تمام پدرانی که به فرزندان خود محبت اهل بیت را آموختند و بخاطر فرزندان مهاجر و مجاهد خود به زندان افتادند و یا تن به محرومیت و طرد دادند، هدیه می کنم.

ثواب این تلاش را به پدر و مادرم هدیه می کنم؛ زیرا آنان محبت سبط پیامبر را به من آموختند؛ محبت حسین را که پدر و مادرم به فدای او باد.

محمد علی

دارالهجره 1406 ه.ق.

 

مقدمه علامه باقر شریف القرشی

 

گمان نمی کنم شهری در خاورمیانه در صحنه سیاست جهانی، خطیرتر از کوفه بازی کرده باشد؛ زیرا این شهر، مرکز آگاهی سیاسی و اجتماعی برای تمام ملتهای مسلمان بوده است و از جمله فعالیتهای بارز این شهر، سرنگون کردن حکومت عثمان؛ بزرگ خاندان اموی و فعالیت قابل توجه برای انتخاب امیرالمؤمنین علی؛ پسر عم پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - به خلافت بود.

کوفه بزرگترین پشتیبان نظامی اسلام بود. و نیروهای آزادی بخش اسلام در این شهر متمرکز شده بودند. و مجاهدان و فاتحین اقالیم در این شهر گرد آمده و آماده آزاد کردن سرزمینهای گوناگون از کفر و شرک بودند. همچنین کوفه از موقعیت استراتژیکی خاصی برخوردار بوده و مرکز فعالیتهای اقتصادی محسوب می گشت، و بیشترین درآمد حکومت مرکزی، از این شهر تأمین می شد، لذا مورد توجه خلفا بود.

امیرالمؤمنین - علیه السلام - این شهر را مرکز خلافت قرار داد و دارایی حکومت بدین شهر منتقل گشت.

امام؛ امیرالمؤمنین - پیشاهنگ عدالت اجتماعی - در این شهر بود که سیاست درخشان خود را در جهت بسط مساوات عادلانه، الغای تبعیض ‍ نژادی، از میان برداشتن اختلافات موجود میان جامعه اسلامی و به وجود آوردن فرصتهای برابر، برای همه پیاده نمود.

این سیاست بنای استواری از ملت را در کنار امام قرار داد و آگاهی اصیل و عمیقی را در کوفه به وجود آورد. همین سیاست بود که روح تمرد و سرکشی را علیه امویان طی حکومت خود بر عراق گسترش داد.

کوفه پس از جنگهای دردناک که به وسیله سودجویان علیه امیرالمؤمنین - علیه السلام - راه انداخته شده بود، دچار انحطاط و برگشت شد. مخالفین، جنگهای جمل، صفین و نهروان را علیه امیرالمؤمنین - اولین پیشاهنگ حقوق بشر - راه انداختند. این جنگها خردها را فلج ساخت و تمرد اجتماعی را باعث گشت. و حرکت جامعه را دچار سستی کرد.

مجموعه این عوامل، جامعه را از حرکت در مسیر حق بازداشت و آنان را در مقابل امام قرار داد، تا جایی که تمرد کرده، خواستار توقف جنگی شدند که در آستانه پیروزی در آن بود.

و در لحظه ای که معاویه دشمن ناجوانمرد، در سراشیبی سقوط بود، نجاتش دادند و زشت ترین صحنه های تاریخ را آفریدند. و از این لحظه - که تلخ ترین لحظه ای است که تاریخ اسلام با آن روبرو شده است - در جازدن امت اسلامی، عقب رفتن و حتی از دست دادن دستاوردهای اسلامی آنان شروع شد و ظلم و جور و باطل معاویه، بر حق و عدالت امام امیرالمؤمنین - علیه السلام - پیروز گشت.

از آن پس، امام - علیه السلام - در کنار کوفه فرمان می داد اما کسی اطاعت نمی کرد، سپاهیان را فراخواند لیکن پاسخی نمی شنید! لشکر به راحتی رو کرده، از جهاد در راه خدا سرباز می زدند. حضرت - علیه السلام - با رنجهای متعدد دمساز گشته، جام زهر را جرعه جرعه سرمی کشید تا آنکه دستی جنایتکار، حضرت را در محراب به شهادت رساند و حکومت امام، بدین گونه به سرآمد. روشن ترین حکومتی که تاریخ اسلام به خود دیده بود.

حکومت امام به شکل قاطع و بنیادی، حقوق مظلومین و محرومین را مسلم دانست و با استبداد و سلطه گری به نبرد برخاست. و پرده های فریب اجتماعی را پاره نمود و افقهای روشن و زیبایی در برابر تمام مردم و ملل جهان آشکار کرد.

امام - علیه السلام - اولین پرچمدار این امت در تحقق اهداف بزرگ و کریمانه اش بود و او بود که خطوط این مسیر را طرح کرد و راه این پیکار مستمر را نشان داد.

پس از صلح امام حسن - که برای حفظ خونهای مسلمین صورت گرفته بود - حکومت به دست معاویه افتاد.کسانی که از آگاهی سیاسی و شناخت شرایط، بی بهره هستند صلح امام را نادرست می دانند، صلحی که امامت تحت شرایط دشوار و سخت به آن تن داده بود. و خار در چشم، و استخوان در گلو، به شماتت این و آن گوش می داد.

اگر این صلح نبود امت اسلامی دچار سیلی از مشکلات اجتماعی شده و تنها خداوند پیامد این مشکلات را می دانست و بس. پس از صلح، کوفه خوار، ذلیل و آرزو از کف داده، در اختیار معاویه قرار گرفت. معاویه درصدد شکست و زبون کردن این شهر برآمده، شرورترین حکام را به امارت کوفه فرستاد، کسانی چون مغیرة بن شعبه و زیاد بن ابیه، که چشم ها را از کاسه درمی آوردند و بی گناه را به جای مجرم مجازات می کردند و آن را که باقی مانده بود به جای فرار موأخذه می نمودند و با گمان و تهمت، مرتکب قتل می شد.

اهل کوفه پس از گذشت اوقات مناسب، به فکر سرنوشت خود افتاده انگشت ندامت به دندان گزیدند و از آنچه با امام امیرالمؤمنین و فرزندش ‍ حسن -علیهماالسلام - کرده بودند، ابراز انزجار نمودند و در صدد جبران تفریط و جدایی طلبیها افتادند؛ مخفیانه نزد امام حسین - علیه السلام - رفته از او خواستند تا علیه معاویه شورش کند و رهبری حرکت انقلابی کوفه را به عهده بگیرد. لیکن امام با توجه به شرایط سخت و دشوار آن زمان از قبول خواست اهل کوفه خودداری ورزید. از جمله موانع قیام امام در آن زمان، قابلیت، دیپلماتیک مکارانه معاویه و نعل وارونه زدن وی بود، باضافه آنکه بیت المال در اختیار معاویه بود و او می توانست به کمک دارایی موجود در خزانه، دلها را بخرد و هر حرکت عصیانگرانه را سرکوب کند.

چون معاویه هلاک شد- در حالی که برای یزید بیعت گرفته بود - اهل عراق نفس راحتی کشیدند و پنداشتند حاکمیت ظلم و جور در هم شکسته شده است، لذا رهبران کوفه تحت رهبری پیشوای بزرگ سلیمان بن صرد خزاعی کنفرانسی ملی تشکیل دادند و در آن از مصائب وارده بر کوفه در زمان معاویه سخن ها گفتند و نتیجه گرفتند که تنها راه بازگشت مجد و عظمت شهرشان، به حکومت رسیدن امام حسین - علیه السلام - می باشد. پس هزاران نامه و دهها هیأت نمایندگی نزد امام فرستادند و حضرت را برای آمدن به کوفه ترغیب نمودند.

امام - علیه السلام - قبل از هر کار، لازم دید نماینده اش را به سوی آنان گسیل دارد تا اوضاع را دریافته به وی گزارش کند. لذا نماینده بزرگش مسلم بن عقیل را - که از بهترین تیرهای ترکش خاندان نبوت و از مراتب بالای تقوا، علم و پرهیزکاری برخوردار بود - به نمایندگی به کوفه فرستاد.

ورود مسلم، اهل کوفه را دچار خوشحالی و سرور بزرگی کرد و آنان پشتیبانی کامل خود را از وی اعلام داشتند. و هجده هزار تن با وی بیعت نمودند و اطاعت و جان نثاری خود را بیان داشتند. آنان برای آزادی کوفه از یوغ اسارت خاندان اموی و بازگشت خلافت اسلامی به اهل بیت عصمت و طهارت - که قلب تپنده تن امت اسلامی است - تا پای جان و اموال، بیعت کردند.

یزید که حساسیت قضیه را درک کرده بود و دریافت که کوفه از پذیرش ‍ بیعت وی شانه تهی کرده است، امارت آن دیار را به ابن مرجانه جلاد سپرد. ابن زیاد به مجرد رسید به کوفه دستورات و احکام عرفی خاصی را صادر کرد و وبای ترس را در سراسر شهر پخش کرد. او هر مخالفی را بسرعت اعدام می کرد و بذر ترس را در دل کوفیان می کاشت. لذا کوفیان تمام خواسته های دینی و ملی خود را فراموش کرده، سر در لاک خود فرو بردند و ذلیلانه تحت امر ابن مرجانه درآمدند!

از وقایع تأسف بار آن است که ابن مرجانه، همین اهل کوفه را آماده و مسلح کرد تا با آزادی بخش خود مسلم بن عقیل بجنگد، همچنان که آنان را برای نبرد با ریحانه پیامبر اکرم، امام حسین -علیه السلام - به کربلا روانه داشت. آنان نیز سید جوانان اهل بهشت را به شهادت رساندند و مرتکب جنایت هولناک قتل خاندان عصمت و طهارت شدند. مانند این فاجعه را تاریخ هرگز بیاد ندارد و مانند آن را ضبط نکرده است.

اما این کتاب به صورتی موضوعی و فراگیر، به بررسی حوادث می پردازد؛ بررسی دقیق و تحلیل موشکافانه، از مختصات این کتاب است. مؤلف به هر نشانه ای که می رسد در کنار آن می ایستد و بر آن پرتو تحلیل می اندازد و واقعیت قضیه مسلم بن عقیل شهید را آن چنان آشکار می کند که گویی خود وی، یکی از شاهدان این فاجعه بوده است و مراحل متعدد این ماجرا را به چشم خود دیده است. با خواندن این کتاب از نحوه طرح مطلب و تازگی شیوه استنتاج و تحلیل، دچار شگفتی شدم.

و اما درباره مؤلف کتاب، باید بگویم که او فرزندمان استاد محمد علی عابدین است که فعالیت فکری خود را وقف خدمت به اهل بیت - علیهم السلام - نموده است. من در چهره او آینده درخشانی می بینم. توفیق دادن خدای را زیبنده است که به هر کس بخواهد از بندگان خود ارزانی می دارد و هدایت در دست اوست و ما نیازمندان همیشگی رحمت او هستیم. باقر شریف القرشی نجف اشرف 1397 ه.ق 1977 م.

 

مقدمه مؤلف

 

 

اهمیت فرستادن نماینده به کوفه (اواخر سال 59 هجری) توسط امام حسین -علیه السلام -هنگامی آشکار می گردد که به اهمیت قیام ضد ظلم نواده سرور پیامبران حسین بن علی - پی ببریم و موضعگیری مقدس امام را در برابر فشارهای سیاسی فکری و اعتقادی که امت جدش - صلی الله علیه و آله - از آن رنج می برد، درک کرده باشیم.

سبط پیامبر با موضعگیری منجر به واقعه کربلا و نقش تعیین کننده خود در دنیای قیامها، تحول عمیقی در قبال نقد واقعیت سیاسی حاکم و سیاستی که در آینده حاکم خواهد بود ایجاد کرد و با خون پاک خود، آتش انقلابات آینده را روشن کرد و نهال عدالت را آبیاری نمود.

حیات خونین امام، نقطه عطف تعیین کننده در حرکت تاریخ اسلام محسوب می گردد و در تمام حوادث پس از خود، تأثیر روشنی به جا گذاشت و در حوادث اسلامی و انسانی اثرات خود را حفظ کرد؛ زیرا حرکت امام با قوانین ازلی انسان و اسلام پیوند استواری دارد و این دو، با یکدیگر دارای یک خط سیر می باشند.

امام روزی که تکلیف خود را انجام داد واقعیت وجودی خود را به نمایش ‍ گذاشت و یکی از پرده های شگفت هستی خود را عیان ساخت، و به تمام تاریخ و انسانها معنا و مفهوم نبوی جاوید خود را نشان داد.

امام با ادای تکلیف خود، تمامی تلاشهای بنی امیه را در جهت تبدیل نبوت به افسانه ای که در غیبت یا غفلت آنان در صحنه عربیت رخ داده بود خنثی ساخت.

این مقدمه برای بیان واقعیت حرکت بنی امیه در جهت تجدید عهد جاهلیت که آن را بر خود فرض کرده بود و در صدد الغای نبوت خاتم پیامبران برآمده بود - همچنان که خود معاویه در بیان کینه توزانه خود با دوست و عامل وی بر کوفه؛ مغیرة بن شعبه بدان اعتراف می کند - کافی نمی باشد.

سیاست بنی امیه بر آن بود تا کتاب خدا را به افسانه هایی برای سلطه گری سیاسی و نظامی بدل کند و هنگام نیاز و بازی، قرآن به سرنیزه برود ونهایتا برنده ای باشد در آستین قماربازان سیاست و بردگان آزاده شده به دست رسول خدا.

کافی است به این نکته اشاره کنیم و نهضت فرزند رسول الله - صلی الله علیه و آله - صرفا قیامی برای سرنگونی حکومت و ابطال نظام اداری آن - چنان که از گذشته تا کنون عده زیادی چنین پنداشته اند - نبود بلکه قیام سبط رسول خدا - صلی الله علیه و آله - برای مبارزه و مقابله با سیاست تبدیل نبوت به افسانه ای بیهوده و حرکتی بود علیه عملکرد معاویه که قرآن را چنان تدوین می کند تا بتواند به سود خود، آن را تأویل کند و در مقام بازیهای سیاسی از آن استفاده کرده اعتبار قرآن را به پایان برساند.

قیام امام علیه تمام این سیاستهای دراز مدت اموی برای تهی ساختن نبوت از مفاهیم حقیقی خود بود و باید قیام امام را در این راستا تجزیه و تحلیل کرد.

جنبش اموی از یزید فعالیت بیشتری را علیه اسلام و مسلمین پس از پدرش معاویه انتظار داشت و بی شرمی افزونی را متوقع بود، لیکن این تلاش نوین در راستای احیای جاهلیت ناکام ماند و مجریان آن رسوا گشتند و توان تحقق آرمان جاهلی کفرآمیز را نیافتند؛ زیرا قرآن ناطق، عصاره نبوت و رسول خاتم و سیدالمرسلین - صلی الله علیه و آله - بر آنان شورید و مواضع اصیل اسلامی را آشکار کرد.

خون حسین شهید و سبط رسول اکرم - صلی الله علیه و آله - مصداق این آیه قرآن بود که:

انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون " 1 ".

البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم او را محققا (آسیب حسودان و منکران) نگاه خواهیم داشت.

بنابراین، ما قیام و انقلاب بزرگ امام را در مقیاس هستی درک می کنیم و خود را ملزم به تن دادن و پذیرش چهارچوبهای تنگ نظری و افقهای محدود نمی دانیم و کمترین احتیاجی به این گونه چهار نداریم، در حالی که در برابر ما آسمان وسیع و افقهای روشن این قیام آشکار است.

بنابراین در مقیاس هستی، قیام امام یک حادثه علوی و بالایی تلقی می گردد و آن را باید متصل به آسمان و اراده مطلقه باری تعالی و ملهم از خواست خداوندی دانست که: ان الله شاء ان یراک قتیلا؛ اراده الهی بر شهادت تو قرار گرفته است.

مهمترین مرحله ترک و قیام حسینی که منجر به انفجار بزرگ کربلا گشت، مرحله فرستادند نماینده از سوی حضرت به کوفه بود. این حرکت از امام، یکی از جلوه های فرزانگی رهبر قیام، امام حسین - علیه السلام - را نشان می دهد و روشن می سازد که برخلاف تصور تخطئه گران، این قیام یک حرکت بی مقدمه و خودبخودی نبوده است بلکه از آگاهی و بصیرت کامل و درک تمام جوانب مطلب برخاسته است و بالأخره برخی تصورات نادرست را درباره قیام، تصحیح می کند.

قیام امام بدون اندیشه و تعیین راهی آزموده و بررسی نتایج، صورت نگرفت و امام برخلاف نوشته های سطحی و القاآت زودگذر، با تأثیر از نامه های اهل کوفه فورا عکس العمل نشان نداد.

این قیام بالاتر از قیامهای خودبخودی و بدون برنامه بوده است. بررسی مرحله فرستادن سفیر به کوفه، دلیل روشنی به دست ما می دهد تا ظرافت و دقت برنامه ریزی آن را درک کنیم و سستی اعتقاد به حرکت خودبخودی را دریابیم و گمانهای بی برنامه بودن نهضت را درهم بکوبیم. از اینجاست که به اهمیت بررسی این مرحله بیشتر پی می بریم و خود را ناگزیر از طرح جنبه های مختلف سفارت سفیر حسین - علیه السلام - به کوفه می دانیم.

با وجود آنکه مؤلفین مسلمان - شیعه و سنی - به بررسی قیام امام حسین - علیه السلام - پرداخته اند، لیکن غالبا از این مرحله به آسانی گذشته اند. همچنانکه از جامعه کوفه به راحتی رد شده اند. آنان لازم ندانسته اند اندکی تأمل کنند و به مردم پرجنبش، مظلوم و پرحماسه کوفه بپردازند و به کار بردن تعابیر کلی و پیشداریهای منبعث از تصورات قدیمی و جدید در مورد مردم شهرها را کافی دیده اند و بدین ترتیب انسان مسلمان را - حتی تا امروز- از درک واقعیت مردم و اهل کوفه، محروم داشته اند.

البته فکر نمی کنیم علت کم توجهی محققین به این مرحله، کوتاهی زمان آن و بسرآمدن سفارت در مدت کم بوده باشد، زیرا اهمیت این حوادث در طول زمان آنها نیست، بلکه در ارتباط تنگاتنگی است که با انقلاب اسلامی حسینی داشته اند؛ همچنان که در طول تاریخ نقش فعالی را به عهده گرفته اند.

به نظر ما علت کم توجهی محققان و مورخان به این مقطع مهم تاریخی، انگیزه های درونی و روش بررسی های تاریخی آنان بوده است. مورخان در این گونه موارد بدون داشتن درکی و استنباطی از اسرار صعود و افول نهصت ها، به تکرار مکررات اکتفا کرده اند و روایات متناقص، آنان را از فرورفتن در باطن امر و گذر از سطح به عمق، بازداشته است. لذا اکثر آنان به چنین تصوری، قیام سیدالشهداء را بدون طرح مسأله سفارت مسلم بن عقیل ترسیم نموده و نیازی به درک شرایط آن روز مردم، مخصوصا اهل کوفه ندیده اند.

این شیوه از خلف تا سلف همچنان ادامه داشته و ما را از دریافت حقیقت امر بازداشته و خورشید واقعیت را در پس ابرهای تصورات ظاهری پنهان داشته است.

و این نوع نگرش مورد قبول اکثر نویسندگان شیعه و اهل سنت بوده است و کتب آنان تنها وقایع را ذکر می کنند و حالت روایت گونه خود را حفظ کرده، به نقل سیره، اقوال، قرار گیرند، به طور خلاصه عبارتند از:

1 - جنبه هایی از مهترین جوانب سبط پیامبر بزرگ - صلی الله علیه و آله -

2 - مهمترین جلوه های پیکار قهرمان مدافع آیین محمدی - صلی الله علیه و آله - مسلم بن عقیل، و رهبری تحرکات مردم کوفه

3 - آشکارترین جنبه های ظلم بر مسلمانان - مانند کوفیان - و شدت رنج آنان و آگاهی از آزادی و حق خواهی مردم.

4 - روشن ترین جلوه های رعب و وحشت ایجاد شده توسط امویان...

به زودی بیان خواهیم کرد که سیاست بنی امیه انواع وسیله ها را به کار می گیرد تا فرد مسلمان و جامعه اسلامی را از التزام عملی به مبادی دین اصلح و طریق اقوم، بازداشته و همه استعدادهای مردم را سرکوب کرده و جوهر عمل را از آنان گرفته بود. تمام این سیاستها در جهت آن بود که تنها نام اسلام و انتساب اسمی به این دین مبین باقی بماند - بدون تمسک به هدایت این دین بزرگ - و بنی امیه بتوانند تحت نام خلافت رسول الله - صلی الله علیه و آله - مدت بیشتری بر مردم حکومت کنند.

این بررسی، در تلاش بحث تفصیلی نمایندگی مسلم برآمده، سعی نموده است اقوال و روایات را از منابع تاریخی مورد قبول تمام مسلمانان، اخذ کند.

این بحث در چند بخش صورت گرفته و هر بخش به سه فصل تقسیم گشته که فصل اول آن تقریبا سه موضوع را بررسی می کند.

فهرست کتاب گویای مطلب است و ما را از طرح جزئیات در این مقدمه کوتاه بی نیاز می کند. از خداوند متعال قبول این عمل اندک را امید داریم و از او می خواهیم تا ما را در احیای معالم هدایت و نشانه های دین خود یاری فرماید.

قل هذه سبیل ادعوا الی الله علی بصیرة انا و من اتبعنی " 2 "

بگو: این راه من است که من و پیروانم آگاهانه به سوی راه خدا دعوت می کنیم.

محمد علی عابدین 1396 ه‍- قمری. 1976 م.

 

مسلم و کوفه

 

مسلم و کوفه

 

 

پیش از ورود به بحث تفصیلی پیرامون این رادمرد، بر خود لازم می دانیم چند موضوع ضروری را طرح کنیم تا هنگام جلو رفتن در مباحث و فصول کتاب، ما را یار باشند و به ما کمک کنند.

نخست پیرامون نسب این سفیر سخن خواهیم گفت و سپس از طریق شناخت پدرش عقیل، به حقیقت وی دست خواهیم یافت چرا که: الولد سر ابیه و بعد به بررسی شخصیت خودش خواهیم پرداخت.

همچنین بایستی از محل مأموریت وی آگاهی داشته باشیم. لذا درباره کوفه این شهر تازه بنیاد و جامعه نوپا که حوادث بزرگ روز را در خود شاهد بوده است، مطالبی بیان خواهیم داشت.

بنابراین، این سه فصل با مقدمه ای، بحث بخش نخست را تشکیل می دهد که، مدخلی است بر زندگی این رادمرد و قهرمان تاریخی جاوید.

 

زمینه ها، نسب مسلم بن عقیل هاشمی

 

روزی که اراده آسمانی، طبیعت متمایز جنس بشری را بیان کرد و روزی که وحی خداوند تبارک و تعالی حقیقت متباین انسانی را در قرآن بدین گونه بیان کرد که:

انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا " 3 ".

و معیار ثابت و همیشگی برتری را بدین گونه اعلام داشت که:

ان اکرمکم عندالله اتقاکم " 4 " در آن روز عملا مردم روی زمین به گروهها، قبایل و امتهای مختلف متباین و پراکنده تقسیم شده بودند. از جمله این ملتها، ملت ریشه دار عرب بود که به دهها قبایل منقسم گشته، و این فروع از آن اصل قدیمی برخاسته و گسترش ‍ یافته بودند.

در قله و رأس این هرم، قبیله جاوید بنی هاشم بود که چونان خورشید در میان قریش می درخشید و در مجد، عظمت، عزت و بزرگی منشی به بالاترین مراتب و منزلت اجتماعی آن روزگاران رسیده بود. با آنکه معیارها و ارزشهای اخلاقی و معتقدات درست، در آن زمان متفاوت بود.

بنی هاشم، هم در عصر جاهلی و هم در روزگار درخشان اسلامی، برترین، گرامیترین، بالنده ترین قبیله و دارای استوارترین عقیده بودند. و این مطلب عجیبی نیست، زیرا که همین قبیله بود که از آن، دلاوران ملت عرب و مهتران این امت برآمدند، بلکه آنان برترین چهره های تمامی بشریت و امم بودند و شاخص انسانیت و قدسیان بشر، اینان می باشند.

در اینجا کافی است سخن حبیب خدا، سرور عرب و عجم را نقل کنیم که می فرماید:

انا محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب، ان الله خلق الخلق فجعلنی من خیر خلقه و جعلهم فرقتین، فجعلنی فی خیر فرقة و خلق القبائل فجعلنی فی خیر قبیلة و جعلهم بیوتا، فجعلنی فی خیرهم بیتا فانا خیرکم بیتا و انا خیرکم نفسا " 5 ".

من محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب هستم. خداوند خلق را آفرید و مرا از بهترین خلق خود قرار داد. مردم را دو گروه ساخت و مرا در بهترین گروه قرار داد. و قبایل را آفرید و مرا در بهترین قبیله قرار داد و مردم را خانواده خانواده نمود و مرا در بهترین خانواده قرار داد. پس من از نظر خانوادگی از بهترین شما هستم و خودم نیز از بهترین شما هستم.

مسؤولیت حفظ اسلام و دلسوزی مسلمانان به آنان واگذاشته شده است؛ زیرا که خداوند توانایی ها و استعدادهای بزرگی در آنان به ودیعه قرار داده بود لذا کفار و منحرفین، بر آنان رشک برده، حسد ورزیدند و کینه های نهانی اهل جاهلیت و آزادشدگان فتح مکه علیه آنان هشدار داد و همیشه بر زبان مبارکش بر زبان مبارکش خبر از گزینش آسمانی و برتری خدادادی بنی هاشم بود. حضرت - صلی الله علیه و آله در این مورد فرمود:



:: موضوعات مرتبط: سیره امام علی(ع) , سیره امام حسین (ع) ,
:: ب : 36
|
امتیاز مطلب : 0
|
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : شنبه 23 دي 1391 | نظرات ()